rehomes

[US]/riːˈhəʊm/
[UK]/riˈhoʊm/
Frequency: Very High

Translation

v. برای (یک حیوان خانگی) یک خانه جدید پیدا کردن
n. بازسازی خانه; برادر وفادار و خوش قیافه; خانه جدید

Phrases & Collocations

rehome pets

بازخرید حیوانات خانگی

rehome animals

بازخرید حیوانات

rehome dogs

بازخرید سگ‌ها

rehome cats

بازخرید گربه‌ها

rehome family

بازخرید خانواده

rehome children

بازخرید کودکان

rehome pets safely

بازخرید حیوانات خانگی به صورت ایمن

rehome responsibly

بازخرید به صورت مسئولانه

rehome quickly

بازخرید سریع

rehome locally

بازخرید به صورت محلی

Example Sentences

we decided to rehome our dog to a loving family.

ما تصمیم گرفتیم سگ خود را به یک خانواده مهربان تحویل دهیم.

it's important to rehome pets responsibly.

مهم است که حیوانات خانگی را به طور مسئولانه تحویل دهند.

she found a great place to rehome her cat.

او یک مکان عالی برای تحویل دادن گربه اش پیدا کرد.

they are looking to rehome their rabbit due to allergies.

آنها به دلیل آلرژی به دنبال تحویل دادن خرگوش خود هستند.

many shelters help people rehome their pets.

بسیاری از سرپناه ها به مردم کمک می کنند تا حیوانات خانگی خود را تحویل دهند.

rehoming a pet can be a difficult decision.

تحویل دادن یک حیوان خانگی می تواند یک تصمیم دشوار باشد.

we are trying to rehome our two cats together.

ما سعی می کنیم دو گربه خود را با هم تحویل دهیم.

she used social media to rehome her dog quickly.

او از رسانه های اجتماعی برای تحویل سریع سگ خود استفاده کرد.

it's essential to find a good match when you rehome.

هنگامی که تحویل می دهید، یافتن یک تطابق خوب ضروری است.

he felt relieved after he managed to rehome his pet.

او بعد از اینکه توانست حیوان خانگی خود را تحویل دهد احساس راحتی کرد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now