rejectionists

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɛkʃənɪst/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɛkʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشورهای عربی که از شناسایی اسرائیل خودداری می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

rejectionist stance

موضعِ ردگرایانه

rejectionist approach

رویکردِ ردگرایانه

rejectionist ideology

ایدئولوژیِ ردگرایانه

rejectionist tactics

تاکتیک‌های ردگرایانه

rejectionist policies

خط‌مشی‌های ردگرایانه

rejectionist movement

جنبشِ ردگرایانه

rejectionist beliefs

باورهای ردگرایانه

rejectionist rhetoric

زبانِ ردگرایانه

rejectionist position

موقعیتِ ردگرایانه

rejectionist faction

گروهِ ردگرایانه

جملات نمونه

the rejectionist stance has created tension in the negotiations.

موضع ردپذیرای، باعث ایجاد تنش در مذاکرات شده است.

many view the rejectionist approach as counterproductive.

بسیاری از افراد، رویکرد ردپذیرایی را غیرسازنده می‌بینند.

the rejectionist party refused to compromise on key issues.

حزب ردپذیرایی از مصالحه در مسائل کلیدی امتناع کرد.

her rejectionist views often lead to heated debates.

دیدگاه‌های ردپذیرای او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

critics argue that the rejectionist ideology lacks vision.

منتقدان استدلال می‌کنند که ایدئولوژی ردپذیرایی فاقد چشم‌انداز است.

the rejectionist movement gained traction among the youth.

جنبش ردپذیرایی در میان جوانان طرفدار پیدا کرد.

his rejectionist attitude alienated potential allies.

حرف و عمل ردپذیرایانه او، متحدان بالقوه را از خود دور کرد.

the rejectionist narrative dominated the discussion.

داستان‌سرایی ردپذیرایی بر بحث‌ و گفتگو تسلط داشت.

there is a growing concern about the rejectionist factions.

نگرانی فزاینده‌ای در مورد جناح‌های ردپذیرایی وجود دارد.

understanding the rejectionist mindset is crucial for dialogue.

درک طرز فکر ردپذیرایی برای گفتگو ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید