relier

[ایالات متحده]/rɪˈlaɪə/
[بریتانیا]/rɪˈlaɪər/

ترجمه

n. کسی که وابسته است

عبارات و ترکیب‌ها

relier à

به مرتبط کردن

relier ensemble

به هم مرتبط کردن

relier entre

بین مرتبط کردن

relier avec

با مرتبط کردن

relier par

از طریق مرتبط کردن

relier à l'aide

با استفاده از مرتبط کردن

relier les idées

ایده‌ها را مرتبط کردن

relier les points

نکات را مرتبط کردن

relier les éléments

عناصر را مرتبط کردن

relier les mots

کلمات را مرتبط کردن

جملات نمونه

we need to relier our efforts to achieve success.

ما باید تلاش‌های خود را برای دستیابی به موفقیت متمرکز کنیم.

it's important to relier the theory to practical applications.

مهم است که تئوری را به کاربردهای عملی متمرکز کنیم.

they decided to relier their research findings with previous studies.

آنها تصمیم گرفتند یافته‌های تحقیقاتی خود را با مطالعات قبلی همسو کنند.

can you relier that information to the main topic?

آیا می توانید آن اطلاعات را به موضوع اصلی مرتبط کنید؟

we should relier our resources for better efficiency.

ما باید منابع خود را برای افزایش بهره وری متمرکز کنیم.

to solve this problem, we need to relier our strategies.

برای حل این مشکل، ما باید استراتژی های خود را متمرکز کنیم.

they plan to relier the new software with existing systems.

آنها قصد دارند نرم افزار جدید را با سیستم های موجود همسو کنند.

it's essential to relier your goals with your actions.

ضروری است که اهداف خود را با اقدامات خود همسو کنید.

we must relier our communication channels for better teamwork.

ما باید کانال های ارتباطی خود را برای همکاری بهتر متمرکز کنیم.

she tried to relier her experiences to the lesson learned.

او سعی کرد تجربیات خود را با درس های آموخته شده مرتبط کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید