reloaded

[ایالات متحده]/rɪˈləʊdɪd/
[بریتانیا]/rɪˈloʊdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از reload

عبارات و ترکیب‌ها

game reloaded

بازی بارگیری مجدد

page reloaded

صفحه بارگیری مجدد

data reloaded

داده بارگیری مجدد

system reloaded

سیستم بارگیری مجدد

content reloaded

محتوا بارگیری مجدد

configuration reloaded

تنظیمات بارگیری مجدد

image reloaded

تصویر بارگیری مجدد

settings reloaded

تنظیمات بارگیری مجدد

session reloaded

نشست بارگیری مجدد

cache reloaded

حافظه پنهان بارگیری مجدد

جملات نمونه

the game was reloaded to fix the bugs.

بازی برای رفع اشکالات دوباره بارگیری شد.

she reloaded the webpage to see the updates.

او صفحه وب را دوباره بارگیری کرد تا به‌روزرسانی‌ها را ببیند.

he reloaded his weapon before entering the battle.

او سلاح خود را قبل از ورود به نبرد دوباره بارگیری کرد.

the software was reloaded to improve performance.

نرم افزار برای بهبود عملکرد دوباره بارگیری شد.

after the crash, i reloaded the system.

پس از خرابی، سیستم را دوباره بارگیری کردم.

she reloaded her coffee cup for another round.

او فنجان قهوه خود را برای یک دور دیگر دوباره پر کرد.

the app needs to be reloaded to apply the changes.

برنامه باید دوباره بارگیری شود تا تغییرات اعمال شوند.

the data was reloaded from the backup.

داده ها از پشتیبان دوباره بارگیری شدند.

he quickly reloaded the page to refresh the content.

او به سرعت صفحه را دوباره بارگیری کرد تا محتوا را تازه کند.

the team reloaded their strategy after the loss.

تیم بعد از شکست استراتژی خود را دوباره بارگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید