remuda

[ایالات متحده]/rɪˈmjuːdə/
[بریتانیا]/rɪˈmjuːdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گله‌ای از اسب‌ها که برای سوارکاری یا سوار شدن نگهداری می‌شوند
Word Forms
جمعremudas

عبارات و ترکیب‌ها

remuda horse

اسب نوجوان

remuda herd

گله اسب‌های نوجوان

remuda camp

کمپ اسب‌سواری

remuda wrangler

اسب‌دار جوان

remuda string

خط اسب‌های نوجوان

remuda ride

سوارکاری با اسب‌های نوجوان

remuda stock

گله اسب‌های نوجوان

remuda round-up

گردآوری اسب‌های نوجوان

remuda pen

حیاط اسب‌های نوجوان

remuda trail

مسیر اسب‌سواری

جملات نمونه

the cowboy rode out to gather the remuda.

کوه‌گرد سوار شد تا گروه اسب‌های جوان را جمع‌آوری کند.

each remuda consists of different breeds of horses.

هر گروه اسب‌های جوان از نژادهای مختلف اسب تشکیل شده است.

the remuda was essential for the cattle drive.

گروه اسب‌های جوان برای رانندگی گاوها ضروری بود.

they trained their remuda for endurance and speed.

آنها گروه اسب‌های جوان خود را برای استقامت و سرعت آموزش دادند.

managing the remuda requires skill and experience.

مدیریت گروه اسب‌های جوان نیاز به مهارت و تجربه دارد.

the remuda was kept in a secure pen overnight.

گروه اسب‌های جوان شب‌ها در یک محوطه امن نگهداری می‌شد.

he selected the best horses from the remuda.

او بهترین اسب‌ها را از گروه اسب‌های جوان انتخاب کرد.

the remuda moved gracefully across the open plains.

گروه اسب‌های جوان به طور ظریف در دشت‌های باز حرکت کرد.

she enjoyed watching the remuda during the rodeo.

او از تماشای گروه اسب‌های جوان در مسابقه رودئو لذت برد.

the remuda was a crucial part of the ranching operation.

گروه اسب‌های جوان بخش مهمی از عملیات مزرعه‌داری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید