reorders

[ایالات متحده]/ˌriːˈɔːdəz/
[بریتانیا]/ˌriːˈɔrdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره چیزی را سفارش دادن; دوباره ترتیب دادن; دوباره مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reorders list

لیست‌های سفارش مجدد

reorders items

سفارش مجدد اقلام

reorders stock

سفارش مجدد موجودی

reorders products

سفارش مجدد محصولات

reorders supplies

سفارش مجدد لوازم

reorders inventory

سفارش مجدد موجودی انبار

reorders materials

سفارش مجدد مواد

reorders quantities

سفارش مجدد مقادیر

reorders services

سفارش مجدد خدمات

reorders requests

سفارش مجدد درخواست‌ها

جملات نمونه

the store reorders popular items frequently.

فروشگاه به طور مرتب اقلام پرطرفدار را دوباره سفارش می‌دهد.

she reorders her schedule to fit in more meetings.

او برنامه خود را دوباره تنظیم می‌کند تا بتواند جلسات بیشتری را در آن بگنجاند.

the company reorders its inventory every month.

شرکت موجودی خود را هر ماه دوباره سفارش می‌دهد.

he reorders his priorities after the feedback.

او اولویت‌های خود را پس از دریافت بازخورد دوباره تنظیم می‌کند.

the chef reorders the ingredients for the recipe.

سرآشپز مواد لازم برای دستور غذا را دوباره سفارش می‌دهد.

the team reorders tasks to meet the deadline.

تیم وظایف را دوباره تنظیم می‌کند تا مهلت مقرر را رعایت کند.

she often reorders her bookshelf by genre.

او اغلب قفسه کتاب خود را بر اساس ژانر دوباره مرتب می‌کند.

the manager reorders the project timeline after the delay.

مدیر جدول زمانی پروژه را پس از تأخیر دوباره تنظیم می‌کند.

he reorders his thoughts before speaking.

او قبل از صحبت کردن افکار خود را دوباره مرتب می‌کند.

the system automatically reorders supplies as needed.

سیستم به طور خودکار در صورت نیاز لوازم را دوباره سفارش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید