reorders list
لیستهای سفارش مجدد
reorders items
سفارش مجدد اقلام
reorders stock
سفارش مجدد موجودی
reorders products
سفارش مجدد محصولات
reorders supplies
سفارش مجدد لوازم
reorders inventory
سفارش مجدد موجودی انبار
reorders materials
سفارش مجدد مواد
reorders quantities
سفارش مجدد مقادیر
reorders services
سفارش مجدد خدمات
reorders requests
سفارش مجدد درخواستها
the store reorders popular items frequently.
فروشگاه به طور مرتب اقلام پرطرفدار را دوباره سفارش میدهد.
she reorders her schedule to fit in more meetings.
او برنامه خود را دوباره تنظیم میکند تا بتواند جلسات بیشتری را در آن بگنجاند.
the company reorders its inventory every month.
شرکت موجودی خود را هر ماه دوباره سفارش میدهد.
he reorders his priorities after the feedback.
او اولویتهای خود را پس از دریافت بازخورد دوباره تنظیم میکند.
the chef reorders the ingredients for the recipe.
سرآشپز مواد لازم برای دستور غذا را دوباره سفارش میدهد.
the team reorders tasks to meet the deadline.
تیم وظایف را دوباره تنظیم میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
she often reorders her bookshelf by genre.
او اغلب قفسه کتاب خود را بر اساس ژانر دوباره مرتب میکند.
the manager reorders the project timeline after the delay.
مدیر جدول زمانی پروژه را پس از تأخیر دوباره تنظیم میکند.
he reorders his thoughts before speaking.
او قبل از صحبت کردن افکار خود را دوباره مرتب میکند.
the system automatically reorders supplies as needed.
سیستم به طور خودکار در صورت نیاز لوازم را دوباره سفارش میدهد.
reorders list
لیستهای سفارش مجدد
reorders items
سفارش مجدد اقلام
reorders stock
سفارش مجدد موجودی
reorders products
سفارش مجدد محصولات
reorders supplies
سفارش مجدد لوازم
reorders inventory
سفارش مجدد موجودی انبار
reorders materials
سفارش مجدد مواد
reorders quantities
سفارش مجدد مقادیر
reorders services
سفارش مجدد خدمات
reorders requests
سفارش مجدد درخواستها
the store reorders popular items frequently.
فروشگاه به طور مرتب اقلام پرطرفدار را دوباره سفارش میدهد.
she reorders her schedule to fit in more meetings.
او برنامه خود را دوباره تنظیم میکند تا بتواند جلسات بیشتری را در آن بگنجاند.
the company reorders its inventory every month.
شرکت موجودی خود را هر ماه دوباره سفارش میدهد.
he reorders his priorities after the feedback.
او اولویتهای خود را پس از دریافت بازخورد دوباره تنظیم میکند.
the chef reorders the ingredients for the recipe.
سرآشپز مواد لازم برای دستور غذا را دوباره سفارش میدهد.
the team reorders tasks to meet the deadline.
تیم وظایف را دوباره تنظیم میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
she often reorders her bookshelf by genre.
او اغلب قفسه کتاب خود را بر اساس ژانر دوباره مرتب میکند.
the manager reorders the project timeline after the delay.
مدیر جدول زمانی پروژه را پس از تأخیر دوباره تنظیم میکند.
he reorders his thoughts before speaking.
او قبل از صحبت کردن افکار خود را دوباره مرتب میکند.
the system automatically reorders supplies as needed.
سیستم به طور خودکار در صورت نیاز لوازم را دوباره سفارش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید