repechages

[ایالات متحده]/ˈrɛpəʃɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈrɛpəˌʃɑʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در قایقرانی و شمشیربازی) یک مسابقه مکمل

عبارات و ترکیب‌ها

final repechage

مرحله نهایی رنکینگ

repechage round

دور رنکینگ

repechage match

مسابقه رنکینگ

repechage system

سیستم رنکینگ

repechage event

رویداد رنکینگ

repechage format

فرمت رنکینگ

repechage rules

قوانین رنکینگ

repechage qualifier

متخصص رنکینگ

repechage athletes

ورزشکاران رنکینگ

repechage competition

مسابقه رنکینگ

جملات نمونه

the athlete advanced to the repechage round after losing the initial match.

ورزشکار پس از باخت در مسابقه اولیه، به دور تکراری (ریبچج) راه یافت.

in the repechage, competitors have a second chance to qualify.

در دور تکراری، رقیبان شانس دوم برای کسب سهمیه دارند.

she was relieved to see her name on the repechage list.

دیدن نامش در لیست دور تکراری، او را آسوده خاطر کرد.

the repechage format allows for more exciting competition.

فرمت دور تکراری اجازه می‌دهد تا مسابقات هیجان‌انگیزتری برگزار شود.

he trained hard for the repechage after his first defeat.

او پس از اولین باخت، برای دور تکراری سخت تمرین کرد.

many athletes rely on the repechage to secure their spot in the finals.

بسیاری از ورزشکاران برای تضمین جایگاه خود در فینال، به دور تکراری متکی هستند.

winning in the repechage can turn the tide of the tournament.

برنده شدن در دور تکراری می‌تواند روند مسابقات را تغییر دهد.

the coach emphasized the importance of preparing for the repechage.

مربی بر اهمیت آمادگی برای دور تکراری تاکید کرد.

she felt a mix of anxiety and excitement heading into the repechage.

او احساسی ترکیبی از اضطراب و هیجان را در آستانه ورود به دور تکراری داشت.

the repechage system was introduced to give athletes another chance.

سیستم دور تکراری برای دادن فرصت دوباره به ورزشکاران معرفی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید