repect

[ایالات متحده]/rɪˈspekt/
[بریتانیا]/rɪˈspɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی یا چیزی احترام یا تعجب کردن؛ با احترام برخورد کردن
n. احترام یا تقدیر عمیق کسی یا چیزی بر اساس صفات، دستاورد یا ارزش آن کس یا چیز
شکل‌های واژه
جمعrepects

جملات نمونه

i have great respect for my teachers.

من به معلم‌هایم احترام زیادی دارم.

you should show respect to your elders.

باید به افراد بزرگ‌سال خود احترام نشان دهید.

she earns the respect of her colleagues.

او احترام همکارانش را کسب می‌کند.

they demand respect from their employees.

آن‌ها از کارکنانشان احترام می‌طلبد.

we must respect the environment and nature.

ما باید به محیط زیست و طبیعت احترام نشان دهیم.

he has no respect for the law or rules.

او به قوانین یا مقررات احترامی ندارد.

mutual respect is essential for a healthy relationship.

احترام متقابل برای رابطه سالم ضروری است.

parents should respect their children's opinions.

والدین باید نظرات فرزندانشان را احترام بگذارند.

the company respects its customers' privacy.

شرکت به حریم خصوصی مشتریانش احترام می‌گذارد.

soldiers must respect the chain of command.

نیروهای مسلح باید به زنجیره فرمان احترام نشان دهند.

good manners show respect for others.

رفتار مناسب نشان‌دهنده احترام به دیگران است.

we should respect different cultures and traditions.

ما باید به فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف احترام نشان دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید