| جمع | reponses |
the company received an overwhelming positive response to their new product launch.
شرکت به پاسخ مثبت بسیار قویای از سوی مشتریان در پاسخ به راهاندازی محصول جدید خود مواجه شد.
we need an immediate response to this urgent matter.
ما به پاسخ فوری در مورد این موضوع فوریتی نیاز داریم.
the survey shows a mixed response from customers about the price increase.
این پرسشنامه نشان میدهد که پاسخ مشتریان در مورد افزایش قیمت مختلط است.
in response to the criticism, the manager issued a public apology.
در پاسخ به انتقادات، مدیر یک عذرخواهی عمومی صادر کرد.
the response time of the customer service team has improved significantly.
زمان پاسخگویی تیم خدمات مشتریان به طور قابل توجهی بهبود یافته است.
our marketing campaign generated a fantastic response from teenagers.
کمپین بازاریابی ما باعث پاسخ بسیار خوبی از سوی نوجوانان شد.
the emergency response team arrived at the scene within ten minutes.
تیم پاسخگویی اضطراری در ده دقیقه به محل حادثه رسید.
his emotional response to the news surprised everyone in the room.
پاسخ عاطفی او به این خبر تمام افراد در اتاق را شگفتانگیز کرد.
the response rate for our online survey was higher than expected.
نرخ پاسخدهی برای پرسشنامه آنلاین ما بالاتر از آنچه انتظار داشتیم بود.
we are still waiting for a response from the government regarding our application.
ما هنوز منتظر پاسخ از سوی دولت در مورد درخواست ما هستیم.
the teacher praised the student's creative response to the difficult question.
معلم پاسخ خلاقانه دانشآموز به سوال دشوار را ستایش کرد.
the company analyzed the customer response data to improve their services.
شرکت دادههای پاسخ مشتریان را تحلیل کرد تا خدمات خود را بهبود بخشد.
the company received an overwhelming positive response to their new product launch.
شرکت به پاسخ مثبت بسیار قویای از سوی مشتریان در پاسخ به راهاندازی محصول جدید خود مواجه شد.
we need an immediate response to this urgent matter.
ما به پاسخ فوری در مورد این موضوع فوریتی نیاز داریم.
the survey shows a mixed response from customers about the price increase.
این پرسشنامه نشان میدهد که پاسخ مشتریان در مورد افزایش قیمت مختلط است.
in response to the criticism, the manager issued a public apology.
در پاسخ به انتقادات، مدیر یک عذرخواهی عمومی صادر کرد.
the response time of the customer service team has improved significantly.
زمان پاسخگویی تیم خدمات مشتریان به طور قابل توجهی بهبود یافته است.
our marketing campaign generated a fantastic response from teenagers.
کمپین بازاریابی ما باعث پاسخ بسیار خوبی از سوی نوجوانان شد.
the emergency response team arrived at the scene within ten minutes.
تیم پاسخگویی اضطراری در ده دقیقه به محل حادثه رسید.
his emotional response to the news surprised everyone in the room.
پاسخ عاطفی او به این خبر تمام افراد در اتاق را شگفتانگیز کرد.
the response rate for our online survey was higher than expected.
نرخ پاسخدهی برای پرسشنامه آنلاین ما بالاتر از آنچه انتظار داشتیم بود.
we are still waiting for a response from the government regarding our application.
ما هنوز منتظر پاسخ از سوی دولت در مورد درخواست ما هستیم.
the teacher praised the student's creative response to the difficult question.
معلم پاسخ خلاقانه دانشآموز به سوال دشوار را ستایش کرد.
the company analyzed the customer response data to improve their services.
شرکت دادههای پاسخ مشتریان را تحلیل کرد تا خدمات خود را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید