reposing

[ایالات متحده]/rɪˈpəʊ.zɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈpoʊ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل استراحت یا دراز کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

reposing trust

اعتماد گذاشتن

reposing faith

اعتماد کردن

reposing confidence

اعتماد کردن

reposing hope

امید بستن

reposing energy

انرژی گذاشتن

reposing body

بدن را قرار دادن

reposing spirit

روح را قرار دادن

reposing place

محل قرار دادن

reposing nature

طبیعت را قرار دادن

reposing thoughts

افکار را قرار دادن

جملات نمونه

the cat is reposing on the windowsill, enjoying the sun.

گربه روی طاقچه کنار پنجره دراز کشیده و از آفتاب لذت می‌برد.

after a long day, i find reposing in a warm bath very relaxing.

بعد از یک روز طولانی، دراز کشیدن در وان آب گرم را بسیار آرامش‌بخش می‌یابم.

the artist was reposing in the garden, seeking inspiration.

هنرمند در باغ دراز کشیده بود و به دنبال الهام می‌گشت.

reposing in a hammock is my favorite way to spend a weekend.

در آزار کشیدن در یک هامک، روش مورد علاقه من برای گذراندن آخر هفته است.

the elderly man spent his afternoons reposing in his favorite chair.

مرد مسن بعد از ظهرها را در صندلی مورد علاقه خود دراز کشیده بود.

reposing by the lake, i felt a deep sense of peace.

در حالی که کنار دریاچه دراز کشیده بودم، احساس آرامش عمیقی داشتم.

she enjoys reposing with a good book on rainy days.

او از دراز کشیدن با یک کتاب خوب در روزهای بارانی لذت می‌برد.

reposing under the stars, we shared our dreams and hopes.

در حالی که زیر ستارگان دراز کشیده بودیم، رویاها و امیدهای خود را با یکدیگر در میان گذاشتیم.

the dog was reposing peacefully in its cozy bed.

سگ به آرامی در تختخواب دنج خود دراز کشیده بود.

reposing in nature helps me recharge my energy.

در آزار کشیدن در طبیعت به من کمک می‌کند تا انرژی خود را بازیابی کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید