he resents
او از آن متنفر است
she resents
او از آن متنفر است
they resent
آنها از آن متنفرند
it resents
آن از آن متنفر است
often resents
اغراقاً از آن متنفر است
truly resents
واقعاً از آن متنفر است
deeply resents
به شدت از آن متنفر است
quietly resents
به آرامی از آن متنفر است
openly resents
به طور آشکارا از آن متنفر است
publicly resents
به طور علنی از آن متنفر است
she resents being treated like a child.
او از اینکه مثل کودک با او رفتار شود، ناراحت است.
he resents the fact that he was overlooked for the promotion.
او از اینکه برای ارتقا نادیده گرفته شده ناراحت است.
many employees resent the new policy changes.
بسیاری از کارمندان نسبت به تغییرات سیاست جدید احساس ناراحتی می کنند.
she resents having to work late every night.
او از اینکه مجبور است هر شب تا دیر وقت کار کند، ناراحت است.
he resents being compared to his successful brother.
او از اینکه با برادر موفقش مقایسه شود، ناراحت است.
they resent the lack of recognition for their hard work.
آنها از عدم قدردانی از تلاش هایشان ناراحت هستند.
she resents the constant criticism from her peers.
او از انتقادات مداوم همسالانش ناراحت است.
he resents being asked to take on extra responsibilities.
او از اینکه از او خواسته شود مسئولیت های اضافی را بر عهده بگیرد، ناراحت است.
many students resent the strict rules imposed by the school.
بسیاری از دانش آموزان از قوانین سختگیرانه ای که توسط مدرسه تحمیل شده است، ناراحت هستند.
she resents her parents for not supporting her career choice.
او از والدینش به خاطر عدم حمایت از انتخاب شغلی اش ناراحت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید