reshuffles

[ایالات متحده]/ˌriːˈʃʌf.əlz/
[بریتانیا]/ˌriːˈʃʌfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات در سازمان یک گروه، به ویژه یک گروه سیاسی
v. تغییر مجدد موقعیت‌ها یا وظایف یک گروه؛ دوباره جابجا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

team reshuffles

تغییرات در تیم

leadership reshuffles

تغییرات در رهبری

management reshuffles

تغییرات در مدیریت

policy reshuffles

تغییرات در سیاست

reshuffles occur

تغییرات رخ می دهد

reshuffles announced

تغییرات اعلام شد

reshuffles planned

تغییرات برنامه ریزی شد

frequent reshuffles

تغییرات مکرر

reshuffles needed

تغییرات مورد نیاز

major reshuffles

تغییرات عمده

جملات نمونه

the company often reshuffles its management team.

شرکت اغلب تیم مدیریت خود را تغییر می‌دهد.

after the election, the president reshuffles the cabinet.

پس از انتخابات، رئیس‌جمهور کابینه را تغییر می‌دهد.

she reshuffles her schedule to fit in more meetings.

او برنامه خود را تغییر می‌دهد تا جلسات بیشتری را در آن بگنجاند.

the organization reshuffles its priorities every quarter.

سازمان هر سه ماهه اولویت‌های خود را تغییر می‌دهد.

he reshuffles his playlist to discover new music.

او لیست پخش خود را تغییر می‌دهد تا موسیقی جدیدی کشف کند.

the team reshuffles roles to improve collaboration.

تیم نقش‌ها را تغییر می‌دهد تا همکاری را بهبود بخشد.

they often reshuffle the seating arrangement at events.

آنها اغلب چیدمان صندلی را در رویدادها تغییر می‌دهند.

the teacher reshuffles the class groups for the project.

معلم گروه‌های کلاس را برای پروژه تغییر می‌دهد.

the game reshuffles the deck after each round.

بازی پس از هر دور دسته کارت را تغییر می‌دهد.

she reshuffles her priorities when life gets hectic.

او اولویت‌های خود را تغییر می‌دهد وقتی زندگی پرمشکلات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید