restauranter

[ایالات متحده]/ˌrɛstəˈrɜːntər/
[بریتانیا]/ˌrɛstəˈrɜːrtər/

ترجمه

n. شخصی که یک رستوران را می‌دارد یا مدیریت می‌کند؛ یک رستوران‌دار.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the restauranter opened a new seafood restaurant downtown.

چهارچوب کارگاه غذایی در شهر مرکزی باز کرد.

many restauranter are struggling with rising food costs.

بسیاری از چهارچوب کارگاه غذایی با افزایش هزینه مواد غذایی درگیر هستند.

the successful restauranter shared his business secrets.

چهارچوب کارگاه غذایی موفق رازهای کسب و کار خود را به اشتراک گذاشت.

a young restauranter is revolutionizing the local food scene.

یک چهارچوب کارگاه غذایی جوان به دگرگونی در صحنه غذای محلی می پردازد.

the restauranter hired a famous chef for her new venture.

چهارچوب کارگاه غذایی یک پовар معروف را برای کسب و کار جدید خود استخدام کرد.

experienced restauranter recommend careful budget management.

چهارچوب کارگاه غذایی با تجربه مدیریت بودجه با دقت را توصیه می کنند.

the restauranter invested in sustainable farming practices.

چهارچوب کارگاه غذایی در کشاورزی پایدار سرمایه گذاری کرد.

several restauranter have complained about new regulations.

چند چهارچوب کارگاه غذایی درباره قوانین جدید شکایت کردند.

the restauranter received a prestigious culinary award.

چهارچوب کارگاه غذایی یک جایزه گرامی به عنوان جایزه کulinari دریافت کرد.

an ambitious restauranter plans to expand internationally.

یک چهارچوب کارگاه غذایی طمعمند قصد گسترش بین المللی را دارد.

the restauranter consulted with a financial advisor about expansion.

چهارچوب کارگاه غذایی با مشاور مالی درباره گسترش مشورت کرد.

many restauranter are adapting to online delivery services.

بسیاری از چهارچوب کارگاه غذایی به خدمات تحویل آنلاین سازگار می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید