restitutionist

[ایالات متحده]/rɪˌstɪˈtjuːʃənɪst/
[بریتانیا]/rɪˌstɪˈtuːʃənɪst/

ترجمه

n. شخصی که طرفدار یا عمل‌گر بازگرداندن، به ویژه در زمینه توان‌بخشی یا احیا است.

عبارات و ترکیب‌ها

the restitutionist

بازگرداندن‌کننده

restitutionists believe

بازگرداندن‌کنندگان معتقدند

restitutionist movement

جنبش بازگرداندن

young restitutionist

بازگرداندن‌کننده جوان

restitutionist philosophy

فلسفه بازگرداندن

becoming a restitutionist

تبدیل شدن به یک بازگرداندن‌کننده

restitutionists argue

بازگرداندن‌کنندگان استدلال می‌کنند

the restitutionists

بازگرداندن‌کنندگان

restitutionist principles

اصول بازگرداندن

a restitutionist

یک بازگرداندن‌کننده

جملات نمونه

the restitutionist argued that the stolen artifacts must be returned to their country of origin.

استردادطلب استدلال کرد که اشیاء به سرقت رفته باید به کشور مبدأ خود بازگردانده شوند.

a restitutionist group demanded justice for the historical plunder of colonial treasures.

گروهی از استردادطلبان خواهان عدالت برای غارت تاریخی گنجینه‌های استعماری شدند.

the museum's restitutionist policy required careful documentation of all disputed acquisitions.

سیاست استردادطلبانه موزه مستلزم مستندسازی دقیق تمام اکتسابات مورد مناقشه بود.

she became a prominent restitutionist after discovering her family's lost inheritance.

او پس از کشف ارثیه گمشده خانواده‌اش به یک استردادطلب برجسته تبدیل شد.

the restitutionist movement gained momentum following the landmark court decision.

جنبش استردادطلبانه پس از تصمیم دادگاه مهم، قدرت گرفت.

international law supports restitutionist claims for cultural property restoration.

قانون بین‌الملل از ادعاهای استردادطلبان برای بازگرداندن اموال فرهنگی حمایت می‌کند.

the restitutionist lawyer prepared extensive evidence to prove ownership rights.

وکیل استردادطلب مدارک گسترده‌ای را برای اثبات حقوق مالکیت آماده کرد.

communities have welcomed restitutionist efforts to recover sacred objects.

جامعه‌ها تلاش‌های استردادطلبان برای بازیابی اشیاء مقدس را مورد استقبال قرار داده‌اند.

the conference attracted restitutionist scholars from around the world.

این کنفرانس دانشمندان استردادطلب را از سراسر جهان به خود جذب کرد.

decades of restitutionist activism finally yielded results for the indigenous groups.

دهه‌ها فعالیت‌گرایی استردادطلبانه سرانجام نتایجی را برای گروه‌های بومی به دست آورد.

the government's restitutionist initiative aimed to address past injustices.

ابتکار عمل استردادطلبانه دولت با هدف رسیدگی به بی‌عدالتی‌های گذشته بود.

academic institutions have established restitutionist programs to study provenance.

مؤسسات دانشگاهی برنامه‌های استردادطلبانه را برای مطالعه سابقه خانوادگی ایجاد کرده‌اند.

the restitutionist coalition negotiated the return of thousands of looted items.

ائتلاف استردادطلبانه مذاکرات بازگشت هزاران شیء غارت شده را انجام داد.

challenges persist for restitutionist advocates despite growing legal recognition.

با وجود افزایش شناخت قانونی، چالش‌ها برای مدافعان استردادطلبانه همچنان ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید