ret

[ایالات متحده]/rɛt/
[بریتانیا]/rɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را خیس کردن یا نرم کردن
vi. مرطوب شدن و پوسیدن
n. ترمینال قابل اعتماد در محاسبات
Word Forms
جمعrets
شکل سوم شخص مفردrets
صفت یا فعل حال استمراریretting
زمان گذشتهretted
قسمت سوم فعلretted

عبارات و ترکیب‌ها

retail price

قیمت خرده فروشی

retirement plan

برنامه بازنشستگی

retail store

فروشگاه خرده فروشی

retail sales

فروش خرده فروشی

retail therapy

خرید درمانی

retail chain

زنجیره خرده فروشی

retail market

بازار خرده فروشی

retail outlet

مرکز خرده‌فروشی

retail sector

بخش خرده فروشی

retail analyst

تحلیلگر خرده فروشی

جملات نمونه

he decided to retire from his job after 30 years.

او تصمیم گرفت پس از 30 سال از کار خود بازنشسته شود.

many people dream of a peaceful retirement.

بسیاری از مردم رویای یک بازنشستگی آرام را دارند.

she is saving money for her retirement.

او برای بازنشستگی خود پس انداز می‌کند.

the government offers benefits for retired workers.

دولت منافعی را برای کارگران بازنشسته ارائه می‌دهد.

he enjoys traveling during his retirement.

او از سفر در دوران بازنشستگی خود لذت می‌برد.

they organized a farewell party for the retiring manager.

آنها برای مدیر بازنشسته یک مهمانی خداحافظی ترتیب دادند.

she found a new hobby after her retirement.

او پس از بازنشستگی خود یک سرگرمی جدید پیدا کرد.

retirement can be a time for personal growth.

بازنشستگی می‌تواند زمانی برای رشد شخصی باشد.

he feels more relaxed since his retirement.

او از زمان بازنشستگی خود احساس آرامش بیشتری می‌کند.

planning for retirement is essential for financial security.

برنامه‌ریزی برای بازنشستگی برای امنیت مالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید