retaliating quickly
واکنش نشان دادن به سرعت
retaliating fiercely
واکنش نشان دادن با خشم
retaliating effectively
واکنش نشان دادن به طور موثر
retaliating openly
واکنش نشان دادن آشکارا
retaliating strategically
واکنش نشان دادن به صورت استراتژیک
retaliating swiftly
واکنش نشان دادن به سرعت و قاطعیت
retaliating strongly
واکنش نشان دادن به شدت
retaliating unexpectedly
واکنش نشان دادن به طور غیرمنتظره
retaliating aggressively
واکنش نشان دادن به صورت تهاجمی
retaliating decisively
واکنش نشان دادن به طور قاطعانه
the country is retaliating against the sanctions imposed by its neighbors.
کشور در واکنش به تحریمهایی که توسط کشورهای همسایه تحمیل شده است، پاسخ میدهد.
she was afraid of retaliating and making the situation worse.
او از انتقام گرفتن و بدتر کردن اوضاع میترسید.
retaliating in a conflict often escalates tensions.
انتقامجویی در یک درگیری اغلب باعث تشدید تنشها میشود.
the company decided against retaliating to the negative reviews.
شرکت تصمیم گرفت در پاسخ به نظرات منفی، انتقامجویی نکند.
retaliating could lead to a cycle of violence.
انتقامجویی میتواند منجر به چرخه خشونت شود.
he was known for retaliating swiftly when provoked.
او به خاطر پاسخ سریع به تحریک، شناخته میشد.
retaliating might not always be the best solution.
انتقامجویی همیشه بهترین راه حل نیست.
they were hesitant about retaliating against the attack.
آنها در مورد انتقامجویی در برابر حمله مردد بودند.
retaliating can sometimes backfire and harm your own interests.
انتقامجویی گاهی اوقات ممکن است به ضرر شما تمام شود و به منافع خود آسیب برساند.
the government warned against retaliating without evidence.
دولت هشدار داد که بدون مدرک انتقامجویی نکنید.
retaliating quickly
واکنش نشان دادن به سرعت
retaliating fiercely
واکنش نشان دادن با خشم
retaliating effectively
واکنش نشان دادن به طور موثر
retaliating openly
واکنش نشان دادن آشکارا
retaliating strategically
واکنش نشان دادن به صورت استراتژیک
retaliating swiftly
واکنش نشان دادن به سرعت و قاطعیت
retaliating strongly
واکنش نشان دادن به شدت
retaliating unexpectedly
واکنش نشان دادن به طور غیرمنتظره
retaliating aggressively
واکنش نشان دادن به صورت تهاجمی
retaliating decisively
واکنش نشان دادن به طور قاطعانه
the country is retaliating against the sanctions imposed by its neighbors.
کشور در واکنش به تحریمهایی که توسط کشورهای همسایه تحمیل شده است، پاسخ میدهد.
she was afraid of retaliating and making the situation worse.
او از انتقام گرفتن و بدتر کردن اوضاع میترسید.
retaliating in a conflict often escalates tensions.
انتقامجویی در یک درگیری اغلب باعث تشدید تنشها میشود.
the company decided against retaliating to the negative reviews.
شرکت تصمیم گرفت در پاسخ به نظرات منفی، انتقامجویی نکند.
retaliating could lead to a cycle of violence.
انتقامجویی میتواند منجر به چرخه خشونت شود.
he was known for retaliating swiftly when provoked.
او به خاطر پاسخ سریع به تحریک، شناخته میشد.
retaliating might not always be the best solution.
انتقامجویی همیشه بهترین راه حل نیست.
they were hesitant about retaliating against the attack.
آنها در مورد انتقامجویی در برابر حمله مردد بودند.
retaliating can sometimes backfire and harm your own interests.
انتقامجویی گاهی اوقات ممکن است به ضرر شما تمام شود و به منافع خود آسیب برساند.
the government warned against retaliating without evidence.
دولت هشدار داد که بدون مدرک انتقامجویی نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید