retouched

[ایالات متحده]/ˌriːˈtʌtʃt/
[بریتانیا]/ˌriːˈtʌtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بهبود یا تغییر یک عکس یا تصویر

عبارات و ترکیب‌ها

retouched photo

عکس بازبینی شده

retouched image

تصویر بازبینی شده

retouched version

نسخه بازبینی شده

retouched portrait

پرتره بازبینی شده

retouched artwork

اثر هنری بازبینی شده

retouched scene

صحنه بازبینی شده

retouched picture

تصویر بازبینی شده

retouched graphic

گرافیک بازبینی شده

retouched photograph

عکس بازبینی شده

retouched design

طراحی بازبینی شده

جملات نمونه

the photograph was beautifully retouched to enhance the colors.

عکس به زیبایی رتوش شد تا رنگ‌ها تقویت شوند.

she prefers her portraits to be retouched for a flawless look.

او ترجیح می‌دهد پرتره‌هایش برای داشتن ظاهری بی‌نقص رتوش شوند.

after the retouched images were released, the response was overwhelmingly positive.

پس از انتشار تصاویر رتوش شده، پاسخ به طور چشمگیری مثبت بود.

he sent the retouched version to the client for approval.

او نسخه رتوش شده را برای تایید به مشتری ارسال کرد.

the magazine cover was retouched to remove any imperfections.

جلد مجله برای از بین بردن هرگونه نقص رتوش شد.

retouched photos can sometimes look unrealistic.

عکس‌های رتوش شده گاهی اوقات می‌توانند غیر واقعی به نظر برسند.

the artist retouched the painting to bring out the details.

هنرمند نقاشی را رتوش کرد تا جزئیات آشکار شوند.

she had her wedding photos professionally retouched.

او عکس‌های عروسی خود را به صورت حرفه‌ای رتوش کرد.

retouched images are often used in advertising to attract customers.

تصاویر رتوش شده اغلب در تبلیغات برای جذب مشتریان استفاده می‌شوند.

they decided to retouch the video to improve its quality.

آنها تصمیم گرفتند ویدیو را رتوش کنند تا کیفیت آن را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید