| شکل سوم شخص مفرد | retrains |
| صفت یا فعل حال استمراری | retraining |
| قسمت سوم فعل | retrained |
| زمان گذشته | retrained |
retrain employees
آموزش مجدد کارکنان
She decided to retrain as a software developer.
او تصمیم گرفت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار مجدداً آموزش ببیند.
It's never too late to retrain for a new career.
هرگز برای آموزش مجدد برای یک شغل جدید خیلی دیر نیست.
The company offered to retrain employees for new roles.
شرکت پیشنهاد کرد تا کارکنان را برای نقشهای جدید مجدداً آموزش دهد.
He had to retrain his muscles after the injury.
او مجبور شد پس از آسیب عضلههای خود را مجدداً آموزش دهد.
She decided to retrain in a different field of study.
او تصمیم گرفت در یک رشته تحصیلی متفاوت مجدداً آموزش ببیند.
The government is providing funds to help workers retrain.
دولت در حال ارائه بودجه برای کمک به کارگران برای آموزش مجدد است.
It can be challenging to retrain your brain to think differently.
ممکن است آموزش مجدد مغز برای تفکر متفاوت چالش برانگیز باشد.
He decided to retrain for a more specialized role in the company.
او تصمیم گرفت برای یک نقش تخصصی تر در شرکت مجدداً آموزش ببیند.
The program aims to retrain unemployed individuals for new job opportunities.
هدف این برنامه آموزش مجدد افراد بیکار برای فرصتهای شغلی جدید است.
She had to retrain her voice to hit the higher notes.
او مجبور شد تا بتواند نتهای بالاتر را بخواند، صدای خود را مجدداً آموزش دهد.
retrain employees
آموزش مجدد کارکنان
She decided to retrain as a software developer.
او تصمیم گرفت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار مجدداً آموزش ببیند.
It's never too late to retrain for a new career.
هرگز برای آموزش مجدد برای یک شغل جدید خیلی دیر نیست.
The company offered to retrain employees for new roles.
شرکت پیشنهاد کرد تا کارکنان را برای نقشهای جدید مجدداً آموزش دهد.
He had to retrain his muscles after the injury.
او مجبور شد پس از آسیب عضلههای خود را مجدداً آموزش دهد.
She decided to retrain in a different field of study.
او تصمیم گرفت در یک رشته تحصیلی متفاوت مجدداً آموزش ببیند.
The government is providing funds to help workers retrain.
دولت در حال ارائه بودجه برای کمک به کارگران برای آموزش مجدد است.
It can be challenging to retrain your brain to think differently.
ممکن است آموزش مجدد مغز برای تفکر متفاوت چالش برانگیز باشد.
He decided to retrain for a more specialized role in the company.
او تصمیم گرفت برای یک نقش تخصصی تر در شرکت مجدداً آموزش ببیند.
The program aims to retrain unemployed individuals for new job opportunities.
هدف این برنامه آموزش مجدد افراد بیکار برای فرصتهای شغلی جدید است.
She had to retrain her voice to hit the higher notes.
او مجبور شد تا بتواند نتهای بالاتر را بخواند، صدای خود را مجدداً آموزش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید