retraite

[ایالات متحده]/rɪˈtreɪt/
[بریتانیا]/rɪˈtreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت متوقف شدن از کار، معمولاً پس از رسیدن به سن معمول برای توقف کار؛ بازنشستگی؛ یک سیستم یا طرح برای ارائه حمایت مالی به افرادی که کار را متوقف کرده اند، معمولاً پس از رسیدن به سن بازنشستگی؛ طرح یا سیستم بازنشستگی
prop.n. اسم خاص به معنای نام یا موجودیتی خاص

عبارات و ترکیب‌ها

prendre sa retraite

بازنشستگی کردن

partir en retraite

بازنشسته شدن

mise à la retraite

بازنشستگی

retraite anticipée

بازنشستگی زودهنگام

âge de la retraite

سن بازنشستگی

retraite spirituelle

بازنشستگی معنوی

fonds de retraite

صندوق بازنشستگی

plan de retraite

برنامه بازنشستگی

en retraite

در بازنشستگی

retraite bien méritée

بازنشستگی شایسته

جملات نمونه

the mountain retreat offered breathtaking views and complete separation from city life.

این اقامتگاه کوهستانی چشم اندازهای خیره کننده و جدا شدن کامل از زندگی شهری را ارائه می داد.

the military retreat was executed perfectly, with troops withdrawing safely.

بازنشستگی نظامی به طور کامل انجام شد، با عقب نشینی ایمن نیروها.

after years of overwork, she booked a wellness retreat to recover her health.

پس از سال ها کار بیش از حد، او برای به دست آوردن سلامتی خود یک اقامتگاه تندرستی رزرو کرد.

the meditation retreat promised inner peace and spiritual renewal.

اقامتگاه مدیتیشن آرامش درونی و تجدید معنوی را نوید می داد.

they spent a silent retreat at a remote monastery.

آنها یک اقامتگاه سکوت را در یک صومعه دورافتاده گذراندند.

the general ordered a strategic retreat to save his soldiers.

ژنرال دستور عقب نشینی استراتژیک برای نجات سربازانش را داد.

a quiet retreat can help heal emotional wounds.

یک اقامتگاه آرام می تواند به التیام زخم های عاطفی کمک کند.

the corporate retreat allowed employees to escape daily pressures.

اقامتگاه شرکتی به کارمندان اجازه داد تا از فشارهای روزمره فرار کنند.

her favorite retreat is a cabin by the lake where she fishes alone.

مفضل ترین اقامتگاه او کلبه ای کنار دریاچه است که او به تنهایی ماهیگیری می کند.

the army had to retreat when the enemy reinforcements arrived.

ارتش مجبور شد وقتی نیروهای کمکی دشمن رسیدند، عقب نشینی کند.

they organized a yoga retreat on a tropical beach.

آنها یک اقامتگاه یوگا را در یک ساحل استوایی سازماندهی کردند.

sometimes retreat is the wisest strategy when facing overwhelming odds.

گاهی اوقات عقب نشینی عاقلانه ترین استراتژی در مواجهه با شانس های طاقت فرسا است.

taking a regular retreat from work improves mental health significantly.

شرکت در یک اقامتگاه منظم از کار به طور قابل توجهی سلامت روان را بهبود می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید