retrofitted

[ایالات متحده]/ˈrɛtrəʊˌfɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛtroʊˌfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ماشین یا دستگاهی را با قطعات جدید مجهز کردن؛ نوسازی یا تغییر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

retrofitted building

ساختمان نوسازی‌شده

retrofitted system

سیستم نوسازی‌شده

retrofitted vehicle

وسیله نقلیه نوسازی‌شده

retrofitted equipment

تجهیزات نوسازی‌شده

retrofitted design

طراحی نوسازی‌شده

retrofitted technology

فناوری نوسازی‌شده

retrofitted infrastructure

زیرساخت نوسازی‌شده

retrofitted features

ویژگی‌های نوسازی‌شده

retrofitted components

قطعات نوسازی‌شده

retrofitted solutions

راهکارهای نوسازی‌شده

جملات نمونه

the building was retrofitted to improve energy efficiency.

ساختمان برای بهبود بهره‌وری انرژی بازسازی شد.

many old factories have been retrofitted with modern equipment.

بسیاری از کارخانه‌های قدیمی با تجهیزات مدرن بازسازی شده‌اند.

the bridge was retrofitted to withstand earthquakes.

پل برای مقاومت در برابر زلزله بازسازی شد.

they retrofitted the cars with new safety features.

آنها اتومبیل‌ها را با ویژگی‌های ایمنی جدید بازسازی کردند.

retrofitted homes can significantly reduce utility bills.

خانه‌هایی که بازسازی شده‌اند می‌توانند به طور قابل توجهی قبض‌های خدمات را کاهش دهند.

the theater was retrofitted for better acoustics.

تئاتر برای بهبود آکوستیک بازسازی شد.

retrofitting can extend the lifespan of aging infrastructure.

بازسازی می‌تواند طول عمر زیرساخت‌های قدیمی را افزایش دهد.

they decided to retrofit the school with new technology.

آنها تصمیم گرفتند مدرسه را با فناوری جدید بازسازی کنند.

the company specializes in retrofitting commercial buildings.

شرکت در بازسازی ساختمان‌های تجاری تخصص دارد.

retrofitting can be a cost-effective solution for upgrades.

بازسازی می‌تواند یک راه حل مقرون به صرفه برای ارتقا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید