reversionist

[ایالات متحده]/ˌrɪˈvɜːʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌrɪˈvɜːrʃənɪst/

ترجمه

n. شخصی که به دفاع از بازگشت به یک وضعیت، شرایط یا سیستم قبلی می‌پردازد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

reversionist ideology

ایده‌شناسی بازگشت‌گرای

reversionist movement

حرکت بازگشت‌گرای

reversionist tendencies

ریشه‌های بازگشت‌گرای

reversionist policy

سیاست بازگشت‌گرای

reversionist forces

نیروهای بازگشت‌گرای

reversionist agenda

برنامه بازگشت‌گرای

reversionist elements

عناصر بازگشت‌گرای

reversionist thinking

فکریت بازگشت‌گرای

reversionist backlash

واکنش بازگشت‌گرای

reversionist sentiment

احساس بازگشت‌گرای

جملات نمونه

the reversionist policies of the government have sparked widespread protests among minority groups.

سیاست‌های بازگشت‌گرایانه دولت باعث ایجاد اعتراضات گسترده در میان گروه‌های کم‌ترین شده است.

historians warn that reversionist tendencies in politics can undermine decades of social progress.

تاریخ‌دانان هشدار می‌دهند که تمایلات بازگشت‌گرایانه در سیاست می‌تواند پیشرفت‌های اجتماعی دهه‌ها را زیر پا بگذارد.

the reversionist ideology promoted by certain groups threatens to reverse hard-won civil rights.

ایده‌شناسی بازگشت‌گرایانه ترویج شده توسط گروه‌های خاص، حقوق مدنی کسب‌شده را به خطر می‌اندازد.

a reversionist movement is gaining momentum in the region, alarming progressive activists.

یک جنبش بازگشت‌گرایانه در منطقه قدرت گرفته و فعالان پیشرفت‌گر را نگران کرده است.

the reversionist faction within the party has been quietly gaining influence over policy decisions.

گروه بازگشت‌گرایانه درون حزب به‌طور خفیف در تصمیم‌گیری‌های سیاستی تأثیر گذار شده است.

scholars argue that reversionist rhetoric often appeals to nostalgia for a mythical past.

دانشگران می‌گویند که سخنان بازگشت‌گرایانه اغلب به یادگاری گذشته‌ای خیالی جذب می‌کند.

the reversionist agenda of the administration has raised concerns among international observers.

برنامه بازگشت‌گرایانه اداره، نگرانی‌هایی را در میان مشاهده‌گران بین‌المللی ایجاد کرده است.

regressive policies and reversionist sentiments have created tension in the historically diverse city.

سیاست‌های رجعت‌گرایانه و احساسات بازگشت‌گرایانه در شهری با تاریخ چندانی متنوع، تنش ایجاد کرده است.

the reversionist forces are attempting to roll back environmental protections established in previous decades.

نیروهای بازگشت‌گرایانه سعی می‌کنند حفاظت‌های محیطی ایجاد شده در دهه‌های گذشته را به عقب بکشانند.

international monitors have expressed alarm at the reversionist direction of recent legislative changes.

ناظران بین‌المللی نگرانی خود را درباره جهت بازگشت‌گرایانه تغییرات قانونی اخیر بیان کرده‌اند.

the reversionist movement seeks to restore traditional family structures and gender roles.

جنبش بازگشت‌گرایانه به بازگرداندن ساختارهای خانوادگی و نقش‌های جنسی سنتی اهداف خود را می‌بیند.

education reformers are fighting against reversionist attempts to eliminate comprehensive sex education from schools.

مبلمان اصلاحات آموزشی در برابر تلاش‌های بازگشت‌گرایانه برای حذف آموزش جنسی جامع از مدارس می‌جنگند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید