| جمع | backsliders |
a backslider
یک بازگشتکننده
backslider's regret
پشیمانی بازگشتکننده
avoiding backsliders
اجتناب از بازگشتکنندگان
warn a backslider
هشدار به یک بازگشتکننده
backslider returns
بازگشتکننده بازمیگردد
potential backslider
بازگشتکننده بالقوه
former backslider
بازگشتکننده سابق
recognizing backsliders
تشخیص بازگشتکنندگان
backslider's path
مسیر بازگشتکننده
he was a recovering addict, but sadly became a backslider.
او یک معتاد در حال بهبودی بود، اما متاسفانه دوباره به عقب برگشت.
the church warned against the dangers of becoming a backslider in faith.
کلیسای محلی در مورد خطرات بازگشت به ایمان هشدار داد.
after years of sobriety, he feared becoming a backslider again.
پس از سالها پاکی، او از اینکه دوباره به عقب برگردد میترسید.
she felt like a backslider after missing several weeks of church.
او احساس میکرد که پس از غیبت چند هفتهای از کلیسا، دوباره به عقب برگشته است.
the mentor tried to prevent the young man from becoming a backslider.
استاد سعی کرد از بازگشت جوان به عقب جلوگیری کند.
it's easy to become a backslider if you don't stay vigilant.
اگر مراقب نباشید، به راحتی میتوان به عقب برگشت.
the community rallied to help him avoid being a backslider to his goals.
جامعه برای کمک به او برای جلوگیری از بازگشت به اهدافش بسیج شد.
she worried about her friend becoming a backslider to her healthy habits.
او نگران بود که دوستش به عادتهای سالم خود بازگردد.
he struggled to avoid being a backslider to his old, destructive behaviors.
او برای جلوگیری از بازگشت به رفتارهای قدیمی و مخربش تلاش کرد.
the program aimed to identify potential backsliders and offer support.
هدف برنامه شناسایی افراد بالقوه بازگشتکننده و ارائه پشتیبانی بود.
many people are vulnerable to becoming a backslider after a period of success.
بسیاری از افراد پس از یک دوره موفقیت در معرض خطر بازگشت به عقب هستند.
a backslider
یک بازگشتکننده
backslider's regret
پشیمانی بازگشتکننده
avoiding backsliders
اجتناب از بازگشتکنندگان
warn a backslider
هشدار به یک بازگشتکننده
backslider returns
بازگشتکننده بازمیگردد
potential backslider
بازگشتکننده بالقوه
former backslider
بازگشتکننده سابق
recognizing backsliders
تشخیص بازگشتکنندگان
backslider's path
مسیر بازگشتکننده
he was a recovering addict, but sadly became a backslider.
او یک معتاد در حال بهبودی بود، اما متاسفانه دوباره به عقب برگشت.
the church warned against the dangers of becoming a backslider in faith.
کلیسای محلی در مورد خطرات بازگشت به ایمان هشدار داد.
after years of sobriety, he feared becoming a backslider again.
پس از سالها پاکی، او از اینکه دوباره به عقب برگردد میترسید.
she felt like a backslider after missing several weeks of church.
او احساس میکرد که پس از غیبت چند هفتهای از کلیسا، دوباره به عقب برگشته است.
the mentor tried to prevent the young man from becoming a backslider.
استاد سعی کرد از بازگشت جوان به عقب جلوگیری کند.
it's easy to become a backslider if you don't stay vigilant.
اگر مراقب نباشید، به راحتی میتوان به عقب برگشت.
the community rallied to help him avoid being a backslider to his goals.
جامعه برای کمک به او برای جلوگیری از بازگشت به اهدافش بسیج شد.
she worried about her friend becoming a backslider to her healthy habits.
او نگران بود که دوستش به عادتهای سالم خود بازگردد.
he struggled to avoid being a backslider to his old, destructive behaviors.
او برای جلوگیری از بازگشت به رفتارهای قدیمی و مخربش تلاش کرد.
the program aimed to identify potential backsliders and offer support.
هدف برنامه شناسایی افراد بالقوه بازگشتکننده و ارائه پشتیبانی بود.
many people are vulnerable to becoming a backslider after a period of success.
بسیاری از افراد پس از یک دوره موفقیت در معرض خطر بازگشت به عقب هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید