rewire the circuit
بازپیوند مدار
rewiring project
پروژه سیمکشی مجدد
rewired the old house.
بازسازی مجدد خانه قدیمی
The orbiting Discovery crew on the way Sunday to rewire the International Space Station first had to make sure the shuttle's heat shield(heatshield) wasn't damaged during lift-off.
خدمه فضایی در حال گردش Discovery در راه یکشنبه برای بازسازی ایستگاه فضایی بینالمللی ابتدا باید اطمینان حاصل میکردند که سپر حرارتی شاتل در هنگام پرتاب آسیب ندیده است.
It's important to rewire your mindset for success.
برای موفقیت، تغییر نگرش شما بسیار مهم است.
She decided to rewire the electrical system in her old house.
او تصمیم گرفت سیستم برق خانه قدیمی خود را بازسازی کند.
The therapist helped him rewire his brain after the accident.
درمانگر به او کمک کرد تا پس از حادثه، مغزش را دوباره تنظیم کند.
He had to rewire the network connections to fix the internet issue.
او مجبور شد اتصالات شبکه را دوباره تنظیم کند تا مشکل اینترنت را برطرف کند.
The company needed to rewire its organizational structure to adapt to the changing market.
شرکت برای انطباق با بازار در حال تغییر، نیاز به بازسازی ساختار سازمانی خود داشت.
They had to rewire the entire building after the fire.
آنها مجبور شدند پس از آتش سوزی، کل ساختمان را دوباره سیم کشی کنند.
The engineer had to rewire the control panel to fix the malfunction.
مهندس مجبور شد پنل کنترل را دوباره سیم کشی کند تا نقص را برطرف کند.
She had to rewire her approach to parenting after reading a new book.
او پس از خواندن یک کتاب جدید، مجبور شد رویکرد خود را در مورد فرزندپروری تغییر دهد.
The team decided to rewire their strategy for the upcoming project.
تیم تصمیم گرفت استراتژی خود را برای پروژه آینده تغییر دهد.
He needed to rewire his communication style to be more effective in the workplace.
او نیاز داشت تا سبک ارتباطی خود را تغییر دهد تا در محیط کار مؤثرتر باشد.
In addition, learning coding might actually rewire the brain.
علاوه بر این، یادگیری کدنویسی ممکن است در واقع مغز را دوباره سیمکشی کند.
منبع: Simple PsychologyOur brains and the neurons inside them are constantly rewiring.
مغزها و نورونهای داخل آنها به طور مداوم در حال سیمکشی مجدد هستند.
منبع: Asap SCIENCE SelectionOur circuits can be rewired and we can be changed.
مدارهای ما میتوانند دوباره سیمکشی شوند و ما میتوانیم تغییر کنیم.
منبع: Tales of Imagination and CreativityThis simple exercise helps rewire your brain for greater happiness.
این تمرین ساده به سیمکشی مجدد مغز شما برای شادی بیشتر کمک میکند.
منبع: Reader's Digest AnthologyBasically, to cut a long story short, your brain can rewire itself.
به طور کلی، برای خلاصه کردن ماجرا، مغز شما میتواند خودش را دوباره سیمکشی کند.
منبع: Cambridge top student book sharingI'm gonna show you a little trick to rewire your brain into looking again.
من میخواهم یک ترفند کوچک به شما نشان دهم تا مغز خود را دوباره سیمکشی کنید تا دوباره نگاه کنید.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionSurgeons rewired an amputee's remaining nerve endings from his foot to tissue in the thigh.
جراحان پایانههای عصبی باقیمانده یک فرد قطع عضو را از پای او به بافت ران منتقل کردند.
منبع: VOA Standard June 2015 CollectionNo, and that's why he had Erin Pace rewire it... I'm so proud of you.
نه، به همین دلیل او از ارین پیس خواست آن را دوباره سیمکشی کند... من خیلی به شما افتخار میکنم.
منبع: The Big Bang Theory Season 7My brain felt different, like it had been rewired.
مغز من احساس متفاوتی داشت، انگار که دوباره سیمکشی شده بود.
منبع: FreakonomicsYou'll waste precious time trying to rewire your every thought, and, in the mean time, you won't be fooling anybody.
شما زمان ارزشمند خود را صرف تلاش برای سیمکشی مجدد هر فکر خود خواهید کرد و در این مدت، کسی را فریب نخواهید داد.
منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speechrewire the circuit
بازپیوند مدار
rewiring project
پروژه سیمکشی مجدد
rewired the old house.
بازسازی مجدد خانه قدیمی
The orbiting Discovery crew on the way Sunday to rewire the International Space Station first had to make sure the shuttle's heat shield(heatshield) wasn't damaged during lift-off.
خدمه فضایی در حال گردش Discovery در راه یکشنبه برای بازسازی ایستگاه فضایی بینالمللی ابتدا باید اطمینان حاصل میکردند که سپر حرارتی شاتل در هنگام پرتاب آسیب ندیده است.
It's important to rewire your mindset for success.
برای موفقیت، تغییر نگرش شما بسیار مهم است.
She decided to rewire the electrical system in her old house.
او تصمیم گرفت سیستم برق خانه قدیمی خود را بازسازی کند.
The therapist helped him rewire his brain after the accident.
درمانگر به او کمک کرد تا پس از حادثه، مغزش را دوباره تنظیم کند.
He had to rewire the network connections to fix the internet issue.
او مجبور شد اتصالات شبکه را دوباره تنظیم کند تا مشکل اینترنت را برطرف کند.
The company needed to rewire its organizational structure to adapt to the changing market.
شرکت برای انطباق با بازار در حال تغییر، نیاز به بازسازی ساختار سازمانی خود داشت.
They had to rewire the entire building after the fire.
آنها مجبور شدند پس از آتش سوزی، کل ساختمان را دوباره سیم کشی کنند.
The engineer had to rewire the control panel to fix the malfunction.
مهندس مجبور شد پنل کنترل را دوباره سیم کشی کند تا نقص را برطرف کند.
She had to rewire her approach to parenting after reading a new book.
او پس از خواندن یک کتاب جدید، مجبور شد رویکرد خود را در مورد فرزندپروری تغییر دهد.
The team decided to rewire their strategy for the upcoming project.
تیم تصمیم گرفت استراتژی خود را برای پروژه آینده تغییر دهد.
He needed to rewire his communication style to be more effective in the workplace.
او نیاز داشت تا سبک ارتباطی خود را تغییر دهد تا در محیط کار مؤثرتر باشد.
In addition, learning coding might actually rewire the brain.
علاوه بر این، یادگیری کدنویسی ممکن است در واقع مغز را دوباره سیمکشی کند.
منبع: Simple PsychologyOur brains and the neurons inside them are constantly rewiring.
مغزها و نورونهای داخل آنها به طور مداوم در حال سیمکشی مجدد هستند.
منبع: Asap SCIENCE SelectionOur circuits can be rewired and we can be changed.
مدارهای ما میتوانند دوباره سیمکشی شوند و ما میتوانیم تغییر کنیم.
منبع: Tales of Imagination and CreativityThis simple exercise helps rewire your brain for greater happiness.
این تمرین ساده به سیمکشی مجدد مغز شما برای شادی بیشتر کمک میکند.
منبع: Reader's Digest AnthologyBasically, to cut a long story short, your brain can rewire itself.
به طور کلی، برای خلاصه کردن ماجرا، مغز شما میتواند خودش را دوباره سیمکشی کند.
منبع: Cambridge top student book sharingI'm gonna show you a little trick to rewire your brain into looking again.
من میخواهم یک ترفند کوچک به شما نشان دهم تا مغز خود را دوباره سیمکشی کنید تا دوباره نگاه کنید.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionSurgeons rewired an amputee's remaining nerve endings from his foot to tissue in the thigh.
جراحان پایانههای عصبی باقیمانده یک فرد قطع عضو را از پای او به بافت ران منتقل کردند.
منبع: VOA Standard June 2015 CollectionNo, and that's why he had Erin Pace rewire it... I'm so proud of you.
نه، به همین دلیل او از ارین پیس خواست آن را دوباره سیمکشی کند... من خیلی به شما افتخار میکنم.
منبع: The Big Bang Theory Season 7My brain felt different, like it had been rewired.
مغز من احساس متفاوتی داشت، انگار که دوباره سیمکشی شده بود.
منبع: FreakonomicsYou'll waste precious time trying to rewire your every thought, and, in the mean time, you won't be fooling anybody.
شما زمان ارزشمند خود را صرف تلاش برای سیمکشی مجدد هر فکر خود خواهید کرد و در این مدت، کسی را فریب نخواهید داد.
منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speechلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید