rhyolitic

[ایالات متحده]/[ˈraɪəʊlɪtɪk]/
[بریتانیا]/[ˈraɪoʊlɪtɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ یا معدنی که طبیعتاً ریولیتی است.
adj. مربوط به یا شامل ریولیت؛ شامل یا تشکیل شده از ریولیت.

عبارات و ترکیب‌ها

rhyolitic rock

سنگ ریولیتی

rhyolitic flow

جریان ریولیتی

rhyolitic breccia

ک碎 ریولیتی

highly rhyolitic

بسیار ریولیتی

rhyolitic domes

کروی‌های ریولیتی

rhyolitic ash

پراش ریولیتی

rhyolitic composition

تولید ریولیتی

rhyolitic volcanism

آتشفشانی ریولیتی

rhyolitic alteration

تغییر ریولیتی

جملات نمونه

the volcanic eruption produced a flow of rhyolitic lava.

افشال آتشفشانی یک جریان لافا ریولیتی تولید کرد.

rhyolitic ash covers a large area of the caldera.

پراش ریولیتی بخش زیادی از کالدرای را پوشانده است.

geologists studied the rhyolitic rock formations in the region.

ژئولوژیست‌ها تشكیلات سنگی ریولیتی در منطقه را مورد مطالعه قرار دادند.

rhyolitic domes often form in explosive volcanic eruptions.

دомه‌های ریولیتی معمولاً در افشال‌های آتشفشانی انفجاری تشکیل می‌شوند.

the soil in the area is derived from rhyolitic parent material.

خاک در این منطقه از مادهٔ اولیه ریولیتی به دست آمده است.

rhyolitic tuff is a common product of pyroclastic flows.

توف ریولیتی یک محصول رایج جریان‌های پیرودستیک است.

we analyzed the chemical composition of the rhyolitic samples.

ما ترکیب شیمیایی نمونه‌های ریولیتی را تحلیل کردیم.

the landscape is characterized by extensive rhyolitic plateaus.

این منظره‌ی زمین با پلیت‌های گستردهٔ ریولیتی مشخص می‌شود.

rhyolitic rocks are often rich in silica.

سنگ‌های ریولیتی معمولاً از سیلیس فراوانی برخوردارند.

the team investigated the rhyolitic breccia deposits.

تیم از مصالح شکستهٔ ریولیتی مورد بررسی قرار داد.

rhyolitic intrusions can form large batholiths.

دریافت‌های ریولیتی می‌توانند بافت‌های بزرگی را تشکیل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید