ribboning

[ایالات متحده]/ˈrɪbənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪbənɪŋ/

ترجمه

n. فرایند تشکیل یا ترتیب دادن به شکل نوارها

عبارات و ترکیب‌ها

ribboning effect

اثر روبان‌بندی

ribboning style

سبک روبان‌بندی

ribboning technique

تکنیک روبان‌بندی

ribboning design

طراحی روبان‌بندی

ribboning pattern

الگوی روبان‌بندی

ribboning motion

حرکت روبان‌بندی

ribboning flow

جریان روبان‌بندی

ribboning process

فرآیند روبان‌بندی

ribboning art

هنر روبان‌بندی

ribboning feature

ویژگی روبان‌بندی

جملات نمونه

the river was ribboning through the valley.

رودخانه در میان دره به صورت نواری جریان داشت.

the artist used ribboning techniques to create depth.

هنرمند از تکنیک‌های نواری برای ایجاد عمق استفاده کرد.

the dancers moved gracefully, ribboning across the stage.

رقص‌گران با ظرافت و به صورت نواری روی صحنه حرکت کردند.

the ribboning clouds signaled an approaching storm.

ابر‌های نواری نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بودند.

the road was ribboning along the coastline.

جاده در امتداد خط ساحلی به صورت نواری کشیده شده بود.

the fabric was ribboning beautifully in the breeze.

پارچه در نسیم به زیبایی به صورت نواری حرکت می‌کرد.

her hair was ribboning down her back.

موهایش به صورت نواری در امتداد پشتش جریان داشت.

the ribboning vines climbed the trellis.

گیاهان تاک به صورت نواری دیواره را بالا رفتند.

the river's ribboning path was mesmerizing.

مسیر نواری رودخانه مسحور کننده بود.

they admired the ribboning patterns in the sky.

آنها به الگوهای نواری در آسمان علاقه مند بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید