ribboning effect
اثر روبانبندی
ribboning style
سبک روبانبندی
ribboning technique
تکنیک روبانبندی
ribboning design
طراحی روبانبندی
ribboning pattern
الگوی روبانبندی
ribboning motion
حرکت روبانبندی
ribboning flow
جریان روبانبندی
ribboning process
فرآیند روبانبندی
ribboning art
هنر روبانبندی
ribboning feature
ویژگی روبانبندی
the river was ribboning through the valley.
رودخانه در میان دره به صورت نواری جریان داشت.
the artist used ribboning techniques to create depth.
هنرمند از تکنیکهای نواری برای ایجاد عمق استفاده کرد.
the dancers moved gracefully, ribboning across the stage.
رقصگران با ظرافت و به صورت نواری روی صحنه حرکت کردند.
the ribboning clouds signaled an approaching storm.
ابرهای نواری نشاندهنده قریبالوقوع بودن طوفان بودند.
the road was ribboning along the coastline.
جاده در امتداد خط ساحلی به صورت نواری کشیده شده بود.
the fabric was ribboning beautifully in the breeze.
پارچه در نسیم به زیبایی به صورت نواری حرکت میکرد.
her hair was ribboning down her back.
موهایش به صورت نواری در امتداد پشتش جریان داشت.
the ribboning vines climbed the trellis.
گیاهان تاک به صورت نواری دیواره را بالا رفتند.
the river's ribboning path was mesmerizing.
مسیر نواری رودخانه مسحور کننده بود.
they admired the ribboning patterns in the sky.
آنها به الگوهای نواری در آسمان علاقه مند بودند.
ribboning effect
اثر روبانبندی
ribboning style
سبک روبانبندی
ribboning technique
تکنیک روبانبندی
ribboning design
طراحی روبانبندی
ribboning pattern
الگوی روبانبندی
ribboning motion
حرکت روبانبندی
ribboning flow
جریان روبانبندی
ribboning process
فرآیند روبانبندی
ribboning art
هنر روبانبندی
ribboning feature
ویژگی روبانبندی
the river was ribboning through the valley.
رودخانه در میان دره به صورت نواری جریان داشت.
the artist used ribboning techniques to create depth.
هنرمند از تکنیکهای نواری برای ایجاد عمق استفاده کرد.
the dancers moved gracefully, ribboning across the stage.
رقصگران با ظرافت و به صورت نواری روی صحنه حرکت کردند.
the ribboning clouds signaled an approaching storm.
ابرهای نواری نشاندهنده قریبالوقوع بودن طوفان بودند.
the road was ribboning along the coastline.
جاده در امتداد خط ساحلی به صورت نواری کشیده شده بود.
the fabric was ribboning beautifully in the breeze.
پارچه در نسیم به زیبایی به صورت نواری حرکت میکرد.
her hair was ribboning down her back.
موهایش به صورت نواری در امتداد پشتش جریان داشت.
the ribboning vines climbed the trellis.
گیاهان تاک به صورت نواری دیواره را بالا رفتند.
the river's ribboning path was mesmerizing.
مسیر نواری رودخانه مسحور کننده بود.
they admired the ribboning patterns in the sky.
آنها به الگوهای نواری در آسمان علاقه مند بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید