| جمع | ridgils |
ridgil road
خیابان ریدگیل
ridgil park
پارک ریدگیل
ridgil street
خیابان ریدگیل
ridgil area
منطقه ریدگیل
ridgil house
خانه ریدگیل
ridgil school
مدرسه ریدگیل
ridgil farm
مزرعه ریدگیل
ridgil creek
چشمه ریدگیل
ridgil hill
تپه ریدگیل
ridgil bridge
پل ریدگیل
he decided to ridgil his old car to make space for a new one.
او تصمیم گرفت ماشین قدیمی خود را از بین ببرد تا فضایی برای یک ماشین جدید باز کند.
she was able to ridgil her closet of clothes she no longer wore.
او توانست کمد لباس خود را از لباسهایی که دیگر نمیپوشید، پاک کند.
they plan to ridgil the backyard of weeds this weekend.
آنها قصد دارند این آخر هفته، حیاط پشتی را از علفهای هرز پاک کنند.
it's time to ridgil your digital files and delete what you don't need.
وقت آن رسیده است که فایلهای دیجیتال خود را پاک کنید و آنچه را که نیازی ندارید حذف کنید.
he wants to ridgil his life of negative influences.
او میخواهد زندگی خود را از تأثیرات منفی پاک کند.
she decided to ridgil her schedule of unnecessary meetings.
او تصمیم گرفت برنامه خود را از جلسات غیرضروری پاک کند.
we need to ridgil the project of any outdated information.
ما باید پروژه را از هرگونه اطلاعات قدیمی پاک کنیم.
he was determined to ridgil his diet of unhealthy snacks.
او مصمم بود رژیم غذایی خود را از میان وعدههای ناسالم پاک کند.
they aim to ridgil the community of litter and promote cleanliness.
آنها قصد دارند جامعه را از زباله ها پاک کرده و به ترویج نظافت کمک کنند.
she feels relieved after she managed to ridgil her mind of worries.
او احساس رهایی میکند بعد از اینکه توانست ذهنش را از نگرانیها پاک کند.
ridgil road
خیابان ریدگیل
ridgil park
پارک ریدگیل
ridgil street
خیابان ریدگیل
ridgil area
منطقه ریدگیل
ridgil house
خانه ریدگیل
ridgil school
مدرسه ریدگیل
ridgil farm
مزرعه ریدگیل
ridgil creek
چشمه ریدگیل
ridgil hill
تپه ریدگیل
ridgil bridge
پل ریدگیل
he decided to ridgil his old car to make space for a new one.
او تصمیم گرفت ماشین قدیمی خود را از بین ببرد تا فضایی برای یک ماشین جدید باز کند.
she was able to ridgil her closet of clothes she no longer wore.
او توانست کمد لباس خود را از لباسهایی که دیگر نمیپوشید، پاک کند.
they plan to ridgil the backyard of weeds this weekend.
آنها قصد دارند این آخر هفته، حیاط پشتی را از علفهای هرز پاک کنند.
it's time to ridgil your digital files and delete what you don't need.
وقت آن رسیده است که فایلهای دیجیتال خود را پاک کنید و آنچه را که نیازی ندارید حذف کنید.
he wants to ridgil his life of negative influences.
او میخواهد زندگی خود را از تأثیرات منفی پاک کند.
she decided to ridgil her schedule of unnecessary meetings.
او تصمیم گرفت برنامه خود را از جلسات غیرضروری پاک کند.
we need to ridgil the project of any outdated information.
ما باید پروژه را از هرگونه اطلاعات قدیمی پاک کنیم.
he was determined to ridgil his diet of unhealthy snacks.
او مصمم بود رژیم غذایی خود را از میان وعدههای ناسالم پاک کند.
they aim to ridgil the community of litter and promote cleanliness.
آنها قصد دارند جامعه را از زباله ها پاک کرده و به ترویج نظافت کمک کنند.
she feels relieved after she managed to ridgil her mind of worries.
او احساس رهایی میکند بعد از اینکه توانست ذهنش را از نگرانیها پاک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید