ridiculer

[ایالات متحده]/[ˈrɪdɪkjʊlər]/
[بریتانیا]/[ˈrɪdɪkjʊlər]/

ترجمه

v. به عنوان یک مسخره‌کننده عمل کردن.
n. فردی که مسخره می‌کند؛ کسی که تمسخر را بیان می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a cruel ridiculer

یک مسخره‌گر بی‌رحم

ridiculer in chief

رهبر مسخره‌گران

avoiding ridiculers

اجتناب از مسخره‌گران

become a ridiculer

به یک مسخره‌گر تبدیل شوید

ridiculers abound

مسخره‌گران فراوان هستند

the ridiculer's glee

شادی مسخره‌گر

was a ridiculer

یک مسخره‌گر بود

ridiculer's target

هدف مسخره‌گر

stop the ridiculer

مسخره‌گر را متوقف کنید

جملات نمونه

he was a relentless ridiculer, constantly mocking everyone around him.

او یک مسخره‌گر بی‌رحم بود که دائماً از همه اطرافیان ایراد می‌گرفت.

the politician dismissed his opponent as a mere ridiculer with no serious policies.

سیاستمدار رقیب خود را صرفاً به عنوان یک مسخره‌گر بی‌ارزش با سیاست‌های جدی معرفی کرد.

don't be a ridiculer; offer constructive criticism instead of making fun of others.

مسخره‌گر نباشید؛ به جای تمسخر دیگران، انتقاد سازنده ارائه دهید.

she ignored the ridiculer and continued to present her ideas with confidence.

او مسخره‌گر را نادیده گرفت و با اعتماد به نفس به ارائه ایده‌های خود ادامه داد.

his behavior was that of a typical ridiculer, seeking to undermine others' self-esteem.

رفتار او مانند یک مسخره‌گر معمولی بود که به دنبال تضعیف عزت نفس دیگران بود.

the online forum was filled with ridiculer's comments, making it unpleasant to read.

انجمن آنلاین پر از نظرات مسخره‌گر بود و خواندن آن را ناخوشایند می‌کرد.

she refused to engage with the ridiculer and walked away from the argument.

او از درگیر شدن با مسخره‌گر امتناع کرد و از بحث دور شد.

he warned his son not to become a ridiculer and to treat others with respect.

او به پسرش هشدار داد که نباید به مسخره‌گر تبدیل شود و با احترام با دیگران رفتار کند.

the ridiculer's laughter echoed through the room, making everyone feel uncomfortable.

خنده‌های مسخره‌گر در اتاق طنین‌انداز شد و باعث ناراحتی همه شد.

despite being a target of the ridiculer, she maintained her composure.

با وجود اینکه هدف مسخره‌گر بود، آرامش خود را حفظ کرد.

the team leader addressed the ridiculer's behavior during the meeting.

رهبر تیم رفتار مسخره‌گر را در طول جلسه مورد توجه قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید