contemptor

[ایالات متحده]/kənˈtemptɔː/
[بریتانیا]/kənˈtɛmptər/

ترجمه

n. کسی که تحقیر می‌کند؛ کسی که تحقیر یا نادیده می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

contemptuous contemptor

Persian_translation

جملات نمونه

the contemptor of tradition openly challenged the ancient customs of the village.

او آشکارا رسوم باستانی دهکده را به چالش کشید، کسی که سنت‌ها را تحقیر می‌کرد.

he was known as a contemptor of authority, refusing to obey any rules.

او به عنوان کسی شناخته می‌شد که از اقتدار تحقیر می‌کرد و از اطاعت از هر قانونی امتناع می‌کرد.

the politician remained a contemptor of public opinion throughout his controversial career.

سیاستمدار در طول دوران حرفه‌ای بحث‌برانگیزش، به تحقیرکننده نظر عمومی باقی ماند.

as a contemptor of religious norms, she faced severe persecution from the church.

به عنوان کسی که هنجارهای مذهبی را تحقیر می‌کرد، او با آزار و اذیت شدید از سوی کلیسا روبرو شد.

the artist positioned himself as a contemptor of conventional aesthetics.

هنرمند خود را به عنوان کسی که زیبایی‌شناسی متعارف را تحقیر می‌کرد، قرار داد.

a true contemptor of hypocrisy, he exposed the corruption wherever he found it.

او که واقعاً تحقیرکننده ریا بود، فساد را در هر جایی که پیدا می‌کرد، آشکار می‌کرد.

the philosopher was labeled a contemptor of established philosophical doctrines.

فیلسوف به عنوان کسی که اصول فلسفی مستقر را تحقیر می‌کرد، برچسب‌گذاری شد.

she became a contemptor of gender stereotypes, advocating for equality in all forms.

او به تحقیرکننده کلیشه‌های جنسیتی تبدیل شد و از برابری در همه اشکال حمایت کرد.

the writer's work revealed him as a contemptor of political correctness.

کار نویسنده او را به عنوان کسی که درستکاری سیاسی را تحقیر می‌کرد، نشان داد.

throughout history, many contemptors of tyranny have sacrificed everything for freedom.

در طول تاریخ، بسیاری از تحقیرکنندگان ظلم و ستم، برای آزادی همه چیز را فدا کرده‌اند.

the contemptor of flattery refused to accept any praise that he felt was undeserved.

کسی که چاپلوسی را تحقیر می‌کرد، از پذیرش هر گونه تحسین که احساس می‌کرد شایسته نیست، امتناع کرد.

as a contemptor of materialism, he lived a simple life devoid of luxury.

به عنوان کسی که ماده‌گرایی را تحقیر می‌کرد، زندگی ساده‌ای عاری از تجمل داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید