riffling

[ایالات متحده]/ˈrɪflɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪflɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از ساینده الماس برای سنگ زنی یا صاف کردن یک سطح

عبارات و ترکیب‌ها

riffling through

بررسی سریع

riffling papers

بررسی سریع اسناد

riffling cards

بررسی سریع کارت‌ها

riffling pages

بررسی سریع صفحات

riffling notes

بررسی سریع یادداشت‌ها

riffling through books

بررسی سریع کتاب‌ها

riffling through files

بررسی سریع فایل‌ها

riffling through magazines

بررسی سریع مجلات

riffling through documents

بررسی سریع اسناد

riffling through papers

بررسی سریع اسناد

جملات نمونه

she was riffling through the pages of the book.

او در حال ورق زدن صفحات کتاب بود.

he started riffling through his old photographs.

او شروع به ورق زدن عکس های قدیمی خود کرد.

riffling through the documents, she found the missing report.

با ورق زدن مدارک، او گزارش گم شده را پیدا کرد.

the child was riffling through the toy box.

کودک در حال ورق زدن جعبه اسباب بازی بود.

riffling through the magazines, he found an interesting article.

با ورق زدن مجلات، او یک مقاله جالب پیدا کرد.

she was riffling through her purse for change.

او در حال ورق زدن کیف خود به دنبال سکه بود.

he was riffling through the files on his desk.

او در حال ورق زدن فایل های روی میز خود بود.

the librarian was riffling through the returned books.

متصدی کتابخانه در حال ورق زدن کتاب های برگشتی بود.

riffling through the drawer, she discovered an old letter.

با ورق زدن کشو، او یک نامه قدیمی کشف کرد.

he spent the afternoon riffling through his collection of records.

او بعد از ظهر را به ورق زدن مجموعه ضبط های خود گذراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید