| جمع | rigamaroles |
this rigamarole
این پیچیدگیها
the rigamarole
این پیچیدگیها
rigamarole involved
پیچیدگیهای درگیر
rigamarole around
پیچیدگیها در اطراف
cut the rigamarole
حذف پیچیدگیها
no rigamarole
بدون پیچیدگی
rigamarole to follow
پیچیدگیها برای دنبال کردن
skip the rigamarole
حذف پیچیدگیها
rigamarole involved here
پیچیدگیهای درگیر در اینجا
rigamarole and fuss
پیچیدگیها و جنجال
after all the rigamarole, we finally got our tickets.
بعد از تمام فرایندها و پیچیدگیها، بالاخره بلیطهایمان را گرفتیم.
he went through a lot of rigamarole to get that promotion.
او برای گرفتن آن ترفیع، فرایندها و پیچیدگیهای زیادی را پشت سر گذاشت.
there was unnecessary rigamarole in the application process.
در فرآیند درخواست، فرایندها و پیچیدگیهای غیرضروری وجود داشت.
she was tired of the rigamarole involved in planning the event.
او از فرایندها و پیچیدگیهای مربوط به برنامهریزی رویداد خسته شده بود.
we had to deal with a lot of rigamarole to get the refund.
ما برای دریافت بازپرداخت باید با فرایندها و پیچیدگیهای زیادی سر و کار داشتیم.
the rigamarole of moving house is exhausting.
فرایندها و پیچیدگیهای نقل مکان بسیار خستهکننده است.
he explained the rigamarole of the legal process to me.
او فرایندها و پیچیدگیهای فرآیند قانونی را برای من توضیح داد.
sometimes the rigamarole is just not worth it.
گاهی اوقات، فرایندها و پیچیدگیها ارزشش را ندارد.
the rigamarole surrounding the project delayed its completion.
فرایندها و پیچیدگیهای پیرامون پروژه باعث تاخیر در اتمام آن شد.
they cut through the rigamarole and got straight to the point.
آنها از فرایندها و پیچیدگیها عبور کردند و مستقیماً به اصل مطلب پرداختند.
this rigamarole
این پیچیدگیها
the rigamarole
این پیچیدگیها
rigamarole involved
پیچیدگیهای درگیر
rigamarole around
پیچیدگیها در اطراف
cut the rigamarole
حذف پیچیدگیها
no rigamarole
بدون پیچیدگی
rigamarole to follow
پیچیدگیها برای دنبال کردن
skip the rigamarole
حذف پیچیدگیها
rigamarole involved here
پیچیدگیهای درگیر در اینجا
rigamarole and fuss
پیچیدگیها و جنجال
after all the rigamarole, we finally got our tickets.
بعد از تمام فرایندها و پیچیدگیها، بالاخره بلیطهایمان را گرفتیم.
he went through a lot of rigamarole to get that promotion.
او برای گرفتن آن ترفیع، فرایندها و پیچیدگیهای زیادی را پشت سر گذاشت.
there was unnecessary rigamarole in the application process.
در فرآیند درخواست، فرایندها و پیچیدگیهای غیرضروری وجود داشت.
she was tired of the rigamarole involved in planning the event.
او از فرایندها و پیچیدگیهای مربوط به برنامهریزی رویداد خسته شده بود.
we had to deal with a lot of rigamarole to get the refund.
ما برای دریافت بازپرداخت باید با فرایندها و پیچیدگیهای زیادی سر و کار داشتیم.
the rigamarole of moving house is exhausting.
فرایندها و پیچیدگیهای نقل مکان بسیار خستهکننده است.
he explained the rigamarole of the legal process to me.
او فرایندها و پیچیدگیهای فرآیند قانونی را برای من توضیح داد.
sometimes the rigamarole is just not worth it.
گاهی اوقات، فرایندها و پیچیدگیها ارزشش را ندارد.
the rigamarole surrounding the project delayed its completion.
فرایندها و پیچیدگیهای پیرامون پروژه باعث تاخیر در اتمام آن شد.
they cut through the rigamarole and got straight to the point.
آنها از فرایندها و پیچیدگیها عبور کردند و مستقیماً به اصل مطلب پرداختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید