right-angle

[ایالات متحده]/[raɪt ˈæŋɡəl]/
[بریتانیا]/[raɪt ˈæŋɡəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به زاویه قائمه تشکیل شده.
n. یک زاویه ۹۰ درجه؛ گوشه یا زاویه‌ای که توسط دو خط یا سطح که در زاویه قائمه به هم می‌خورند تشکیل شده است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

right-angle turn

گوشه قائمه

right-angle corner

گوشه قائمه

right-angle bracket

پریز گوشه قائمه

right-angled corner

گوشه قائمه

right-angle support

پشتیبان گوشه قائمه

جملات نمونه

the carpenter used a right-angle to ensure the corner was square.

چوب‌کار از یک زاویه قائمه برای اطمینان از اینکه گوشه مربع باشد استفاده کرد.

the building's design incorporated several right-angle corners.

طراحی ساختمان چند گوشه با زاویه قائمه را شامل می‌شد.

she measured the right-angle formed by the walls and floor.

او زاویه قائمه ایجاد شده توسط دیوارها و زمین را اندازه گرفت.

the right-angle bracket held the shelf securely in place.

پایه زاویه قائمه لفاف را به طور ایمن در جای خود نگه داشت.

he drew a right-angle triangle for his geometry homework.

او یک مثلث زاویه قائمه برای تکالیف هندسه‌اش رسم کرد.

the right-angle clamp provided a stable hold for the wood.

قابض زاویه قائمه حفظ پایدار برای چوب فراهم کرد.

the artist used perspective to create the illusion of a right-angle.

هنرمند از نگاهی برای ایجاد ایلیوژی زاویه قائمه استفاده کرد.

the right-angle valve controlled the flow of water.

وازنه زاویه قائمه جریان آب را کنترل می‌کرد.

the ladder leaned against the wall at a right-angle.

میله در مقابل دیوار با زاویه قائمه خم شد.

the right-angle corner of the room felt cozy and inviting.

گوشه زاویه قائمه اتاق محسوس خانوادگی و دل‌خوش بود.

the surveyor used a theodolite to measure the right-angle.

مأمور نگارش از یک تئودولیت برای اندازه گیری زاویه قائمه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید