rigidify

[ایالات متحده]/rɪdʒɪdɪfaɪ/
[بریتانیا]/rɪdʒɪdəˌfaɪ/

ترجمه

v. سفت کردن یا سفت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

rigidify structure

سخت کردن ساختار

rigidify rules

سخت کردن قوانین

rigidify policies

سخت کردن سیاست‌ها

rigidify beliefs

سخت کردن باورها

rigidify process

سخت کردن فرآیند

rigidify standards

سخت کردن استانداردها

rigidify approach

سخت کردن رویکرد

rigidify framework

سخت کردن چارچوب

rigidify methods

سخت کردن روش‌ها

rigidify attitude

سخت کردن نگرش

جملات نمونه

the cold weather can rigidify the paint on the surface.

هواى سرد می تواند رنگ را بر روی سطح سفت کند.

excessive heat can also rigidify the plastic material.

گرماي شدید همچنین می تواند مواد پلاستیکی را سفت کند.

as the solution cools, it will rigidify into a solid form.

همانطور که محلول خنک می شود، به شکل جامد سفت می شود.

the rules should not rigidify to the point of stifling creativity.

قوانین نباید آنقدر سفت شوند که خلاقیت را خفه کنند.

in the cold, the gel tends to rigidify quickly.

در سرما، ژل به سرعت سفت می شود.

his opinions began to rigidify after years of experience.

بعد از سال‌ها تجربه، نظرات او شروع به سفت شدن کرد.

the contract will rigidify the terms of the agreement.

قرارداد شرایط توافق را سفت خواهد کرد.

too much exposure to air can cause the glue to rigidify.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض هوا می تواند باعث سفت شدن چسب شود.

as the clay dries, it will rigidify and hold its shape.

همانطور که خاک رس خشک می شود، سفت می شود و شکل خود را حفظ می کند.

we need to ensure that our policies do not rigidify too quickly.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که سیاست های ما خیلی سریع سفت نمی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید