rigidify structure
سخت کردن ساختار
rigidify rules
سخت کردن قوانین
rigidify policies
سخت کردن سیاستها
rigidify beliefs
سخت کردن باورها
rigidify process
سخت کردن فرآیند
rigidify standards
سخت کردن استانداردها
rigidify approach
سخت کردن رویکرد
rigidify framework
سخت کردن چارچوب
rigidify methods
سخت کردن روشها
rigidify attitude
سخت کردن نگرش
the cold weather can rigidify the paint on the surface.
هواى سرد می تواند رنگ را بر روی سطح سفت کند.
excessive heat can also rigidify the plastic material.
گرماي شدید همچنین می تواند مواد پلاستیکی را سفت کند.
as the solution cools, it will rigidify into a solid form.
همانطور که محلول خنک می شود، به شکل جامد سفت می شود.
the rules should not rigidify to the point of stifling creativity.
قوانین نباید آنقدر سفت شوند که خلاقیت را خفه کنند.
in the cold, the gel tends to rigidify quickly.
در سرما، ژل به سرعت سفت می شود.
his opinions began to rigidify after years of experience.
بعد از سالها تجربه، نظرات او شروع به سفت شدن کرد.
the contract will rigidify the terms of the agreement.
قرارداد شرایط توافق را سفت خواهد کرد.
too much exposure to air can cause the glue to rigidify.
قرار گرفتن بیش از حد در معرض هوا می تواند باعث سفت شدن چسب شود.
as the clay dries, it will rigidify and hold its shape.
همانطور که خاک رس خشک می شود، سفت می شود و شکل خود را حفظ می کند.
we need to ensure that our policies do not rigidify too quickly.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که سیاست های ما خیلی سریع سفت نمی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید