rigidnesses

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒ.ɪd.nəs/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒ.ɪd.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت سفت یا غیر قابل انعطاف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

rigidness in rules

سختی در قوانین

rigidness of thought

سختی در فکر

rigidness of structure

سختی در ساختار

rigidness in design

سختی در طراحی

rigidness of policies

سختی در سیاست‌ها

rigidness in behavior

سختی در رفتار

rigidness of standards

سختی در استانداردها

rigidness in thinking

سختی در تفکر

rigidness of form

سختی در فرم

rigidness in procedure

سختی در رویه

جملات نمونه

his rigidness in following rules can be frustrating.

تعهد او به پیروی از قوانین می‌تواند خسته‌کننده باشد.

the rigidness of the policy limits our flexibility.

سختی سیاست، انعطاف‌پذیری ما را محدود می‌کند.

she admired his rigidness in maintaining his principles.

او تحسین او را برای حفظ اصولش می‌کرد.

rigidness in thinking can hinder creativity.

سختی در تفکر می‌تواند خلاقیت را مختل کند.

his rigidness made it hard to adapt to change.

سختی او باعث می‌شد که تغییر را سخت تحمل کند.

there is a certain rigidness in traditional methods.

در روش‌های سنتی، یک نوع سخت‌گیری وجود دارد.

her rigidness often leads to conflicts with coworkers.

سختی او اغلب منجر به درگیری با همکاران می‌شود.

the rigidness of the structure ensures its stability.

سختی ساختار، پایداری آن را تضمین می‌کند.

we need to address the rigidness in our approach.

ما باید به مشکل سخت‌گیری در رویکرد خود رسیدگی کنیم.

his rigidness in negotiations was a disadvantage.

سختی او در مذاکرات یک نقطه ضعف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید