riled up
عصبانی
get riled
عصبانی شدن
riled emotions
احساسات تحریکشده
riled feelings
احساسات تحریکشده
riled crowd
جمعیت تحریکشده
riled reactions
واکنشهای تحریکشده
riled debate
بحث تحریکآمیز
riled spirits
روحیه تحریکشده
riled tempers
خشم تحریکشده
riled opponents
حریفان تحریکشده
he was riled by the unfair treatment at work.
او به دلیل رفتار ناعادلانه در محل کار عصبانی شد.
she always gets riled when people interrupt her.
او همیشه عصبانی میشود وقتی مردم صحبتش را قطع میکنند.
the loud noise riled the entire neighborhood.
صدای بلند کل محله را عصبانی کرد.
don't get riled over small issues.
در مورد مسائل کوچک عصبانی نشوید.
he was riled up after hearing the news.
او بعد از شنیدن خبر عصبانی شد.
the comments from his peers really riled him.
نظرات همکارانش واقعاً او را عصبانی کرد.
she tried to calm him down when he got riled.
وقتی او عصبانی شد، او سعی کرد او را آرام کند.
the unfair decision riled the fans.
تصمیم ناعادلانه طرفداران را عصبانی کرد.
his rude remarks riled everyone in the meeting.
اظهارات بیادبانه او همه را در جلسه عصبانی کرد.
she was riled by the constant criticism.
او به دلیل انتقادهای مداوم عصبانی شد.
riled up
عصبانی
get riled
عصبانی شدن
riled emotions
احساسات تحریکشده
riled feelings
احساسات تحریکشده
riled crowd
جمعیت تحریکشده
riled reactions
واکنشهای تحریکشده
riled debate
بحث تحریکآمیز
riled spirits
روحیه تحریکشده
riled tempers
خشم تحریکشده
riled opponents
حریفان تحریکشده
he was riled by the unfair treatment at work.
او به دلیل رفتار ناعادلانه در محل کار عصبانی شد.
she always gets riled when people interrupt her.
او همیشه عصبانی میشود وقتی مردم صحبتش را قطع میکنند.
the loud noise riled the entire neighborhood.
صدای بلند کل محله را عصبانی کرد.
don't get riled over small issues.
در مورد مسائل کوچک عصبانی نشوید.
he was riled up after hearing the news.
او بعد از شنیدن خبر عصبانی شد.
the comments from his peers really riled him.
نظرات همکارانش واقعاً او را عصبانی کرد.
she tried to calm him down when he got riled.
وقتی او عصبانی شد، او سعی کرد او را آرام کند.
the unfair decision riled the fans.
تصمیم ناعادلانه طرفداران را عصبانی کرد.
his rude remarks riled everyone in the meeting.
اظهارات بیادبانه او همه را در جلسه عصبانی کرد.
she was riled by the constant criticism.
او به دلیل انتقادهای مداوم عصبانی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید