riming

[ایالات متحده]/ˈraɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈraɪmɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند تشکیل یخ\nv. عمل تشکیل یخ

عبارات و ترکیب‌ها

riming effect

اثر بارش یخ‌زده

riming process

فرآیند بارش یخ‌زده

riming conditions

شرایط بارش یخ‌زده

riming phenomena

پدیده‌های بارش یخ‌زده

riming layer

لایه بارش یخ‌زده

riming ice

یخ‌زده شدن

riming clouds

ابر بارش یخ‌زده

riming growth

رشد بارش یخ‌زده

riming event

حادثه بارش یخ‌زده

riming rates

نرخ بارش یخ‌زده

جملات نمونه

riming can create beautiful patterns on windows.

برف‌نشینی می‌تواند الگوهای زیبا روی پنجره‌ها ایجاد کند.

we watched the trees shimmering with riming.

ما درختانی را که با برف‌نشینی می‌درخشیدند تماشا کردیم.

the riming process is fascinating in cold weather.

فرآیند برف‌نشینی در هوای سرد بسیار جذاب است.

riming occurs when moisture freezes on surfaces.

برف‌نشینی زمانی رخ می‌دهد که رطوبت روی سطوح یخ بزند.

the riming of the mountain peaks was breathtaking.

برف‌نشینی قله‌های کوهستان نفس‌گیر بود.

we learned about riming in our science class.

ما در کلاس علوم خود در مورد برف‌نشینی یاد گرفتیم.

riming can affect the growth of certain plants.

برف‌نشینی می‌تواند بر رشد برخی گیاهان تأثیر بگذارد.

the artist depicted riming in her painting.

هنرمند برف‌نشینی را در نقاشی خود به تصویر کشید.

riming adds a magical touch to winter landscapes.

برف‌نشینی یک حس جادویی به مناظر زمستانی می‌بخشد.

we took photos of the riming on the fence.

ما از برف‌نشینی روی حصار عکس گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید