ringless phone
تلفن بدون زنگ
ringless voicemail
پیام صوتی بدون زنگ
ringless alert
هشدار بدون زنگ
ringless call
تماس بدون زنگ
ringless messaging
پیامرسانی بدون زنگ
ringless notification
اعلان بدون زنگ
ringless delivery
ارسال بدون زنگ
ringless system
سیستم بدون زنگ
ringless feature
ویژگی بدون زنگ
ringless mode
حالت بدون زنگ
she prefers a ringless design for her jewelry.
او ترجیح میدهد برای جواهرات خود طرحی بدون حلقه داشته باشد.
his ringless finger showed he was not married.
انگشت بدون حلقه او نشان میداد که متاهل نیست.
the ringless tree stood tall in the forest.
درخت بدون حلقه در جنگل سربرآورده بود.
she wore a ringless bracelet that caught everyone's attention.
او یک دستبند بدون حلقه پوشید که توجه همه را جلب کرد.
they chose a ringless wedding ceremony to symbolize their unique love.
آنها یک مراسم عروسی بدون حلقه را برای نشان دادن عشق منحصر به فردشان انتخاب کردند.
his ringless look was a statement of independence.
ظاهر بدون حلقه او نشان دهنده استقلال بود.
the artist created a ringless sculpture that represented freedom.
هنرمند یک مجسمه بدون حلقه ایجاد کرد که آزادی را نشان میداد.
she appreciated the ringless style of modern architecture.
او از سبک بدون حلقه معماری مدرن قدردانی کرد.
his ringless lifestyle allowed him to travel freely.
سبک زندگی بدون حلقه او به او اجازه داد آزادانه سفر کند.
they designed a ringless engagement concept for the exhibition.
آنها یک مفهوم نامزدی بدون حلقه را برای نمایشگاه طراحی کردند.
ringless phone
تلفن بدون زنگ
ringless voicemail
پیام صوتی بدون زنگ
ringless alert
هشدار بدون زنگ
ringless call
تماس بدون زنگ
ringless messaging
پیامرسانی بدون زنگ
ringless notification
اعلان بدون زنگ
ringless delivery
ارسال بدون زنگ
ringless system
سیستم بدون زنگ
ringless feature
ویژگی بدون زنگ
ringless mode
حالت بدون زنگ
she prefers a ringless design for her jewelry.
او ترجیح میدهد برای جواهرات خود طرحی بدون حلقه داشته باشد.
his ringless finger showed he was not married.
انگشت بدون حلقه او نشان میداد که متاهل نیست.
the ringless tree stood tall in the forest.
درخت بدون حلقه در جنگل سربرآورده بود.
she wore a ringless bracelet that caught everyone's attention.
او یک دستبند بدون حلقه پوشید که توجه همه را جلب کرد.
they chose a ringless wedding ceremony to symbolize their unique love.
آنها یک مراسم عروسی بدون حلقه را برای نشان دادن عشق منحصر به فردشان انتخاب کردند.
his ringless look was a statement of independence.
ظاهر بدون حلقه او نشان دهنده استقلال بود.
the artist created a ringless sculpture that represented freedom.
هنرمند یک مجسمه بدون حلقه ایجاد کرد که آزادی را نشان میداد.
she appreciated the ringless style of modern architecture.
او از سبک بدون حلقه معماری مدرن قدردانی کرد.
his ringless lifestyle allowed him to travel freely.
سبک زندگی بدون حلقه او به او اجازه داد آزادانه سفر کند.
they designed a ringless engagement concept for the exhibition.
آنها یک مفهوم نامزدی بدون حلقه را برای نمایشگاه طراحی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید