ringless

[ایالات متحده]/ˈrɪŋləs/
[بریتانیا]/ˈrɪŋləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حلقه نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

ringless phone

تلفن بدون زنگ

ringless voicemail

پیام صوتی بدون زنگ

ringless alert

هشدار بدون زنگ

ringless call

تماس بدون زنگ

ringless messaging

پیام‌رسانی بدون زنگ

ringless notification

اعلان بدون زنگ

ringless delivery

ارسال بدون زنگ

ringless system

سیستم بدون زنگ

ringless feature

ویژگی بدون زنگ

ringless mode

حالت بدون زنگ

جملات نمونه

she prefers a ringless design for her jewelry.

او ترجیح می‌دهد برای جواهرات خود طرحی بدون حلقه داشته باشد.

his ringless finger showed he was not married.

انگشت بدون حلقه او نشان می‌داد که متاهل نیست.

the ringless tree stood tall in the forest.

درخت بدون حلقه در جنگل سربرآورده بود.

she wore a ringless bracelet that caught everyone's attention.

او یک دستبند بدون حلقه پوشید که توجه همه را جلب کرد.

they chose a ringless wedding ceremony to symbolize their unique love.

آنها یک مراسم عروسی بدون حلقه را برای نشان دادن عشق منحصر به فردشان انتخاب کردند.

his ringless look was a statement of independence.

ظاهر بدون حلقه او نشان دهنده استقلال بود.

the artist created a ringless sculpture that represented freedom.

هنرمند یک مجسمه بدون حلقه ایجاد کرد که آزادی را نشان می‌داد.

she appreciated the ringless style of modern architecture.

او از سبک بدون حلقه معماری مدرن قدردانی کرد.

his ringless lifestyle allowed him to travel freely.

سبک زندگی بدون حلقه او به او اجازه داد آزادانه سفر کند.

they designed a ringless engagement concept for the exhibition.

آنها یک مفهوم نامزدی بدون حلقه را برای نمایشگاه طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید