ritzy

[ایالات متحده]/ˈrɪtsi/
[بریتانیا]/ˈrɪtsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لوکس و مد روز; شیک و با سلیقه.
Word Forms
صفت تفضیلیritzier

جملات نمونه

the ritzy Plaza Hotel.

هتل پلاکزی مجلل

The ritzy hotel was filled with wealthy guests.

هتل مجلل با مهمانان ثروتمند پر شده بود.

She wore a ritzy gown to the gala event.

او یک لباس مجلل به مهمانی شام پوشید.

The ritzy neighborhood had beautifully landscaped gardens.

محله مجلل دارای باغ‌های زیبا بود.

He drives a ritzy sports car.

او یک اتوی اسپرت مجلل رانندگی می‌کند.

The ritzy restaurant served gourmet food.

رستوران مجلل غذاهای گران‌قیمت سرو می‌کرد.

They stayed in a ritzy penthouse suite.

آنها در یک سوئیت پنت هاوس مجلل اقامت کردند.

The ritzy club had a strict dress code.

باشگاه مجلل دارای یک قانون لباس سختگیرانه بود.

She bought a ritzy designer handbag.

او یک کیف دستی طراح مجلل خرید.

The ritzy yacht sailed to exotic destinations.

یخوت مجلل به مقاصد عجیب و غریب سفر کرد.

He hosted a ritzy cocktail party at his mansion.

او یک مهمانی کوکتل مجلل در خانه خود برگزار کرد.

نمونه‌های واقعی

The band has been playing at very ritzy joints.

گروه در مکان‌های بسیار مجلل اجرا کرده است.

منبع: green book

As Ember gazed up again at the ritzy building, she caught her breath.

همین‌طور که امبر دوباره به ساختمان مجلل نگاه کرد، نفشش را گرفت.

منبع: Crazy Element City

I don't know, Evan. This place looks pretty ritzy.

نمی‌دانم، ایوان. این مکان خیلی مجلل به نظر می‌رسد.

منبع: Lai Shixiong Tourism and Sightseeing English Guide

By the way, I think its name was something like Ritzy.

ببینید، فکر می‌کنم اسمش چیزی شبیه به Ritzy بود.

منبع: Stanford Open Course: Negotiation Skills

For more of the decadence of that age, check out the ritzy shops.

برای دیدن بیشتر تجملات آن دوران، به مغازه‌های مجلل نگاهی بیندازید.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

It's ritzy in the true sense, since they cluster around the original Ritz Hotel.

در واقع مجلل است، زیرا در اطراف هتل ریتز اصلی قرار دارند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Heading inland, we'll ponder an ancient Greek temple, marvel at Roman mosaics, and finish in a ritzy resort.

به سمت داخل کشور می‌رویم، در مورد یک معبد یونان باستان فکر خواهیم کرد، در شگفتی موزاییک‌های رومی غوطه‌ور خواهیم شد و در یک استراحتگاه مجلل به پایان خواهیم رساند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Come on. We're just going to have a look. All galleries look ritzy, but sometimes you can find a good buy.

بیا. فقط می‌خواهیم نگاهی بیندازیم. همه گالری‌ها مجلل به نظر می‌رسند، اما گاهی اوقات می‌توانید یک معامله خوب پیدا کنید.

منبع: Lai Shixiong Tourism and Sightseeing English Guide

They started out to walk around the block. In the long dress she still felt very ritzy. 'Look yonder at Mick Kelly! ' one of the kids in the dark hollered. 'Look at her! '

آنها شروع به قدم زدن در اطراف بلوک کردند. او هنوز در آن لباس بلند احساس مجلل بودن می‌کرد. 'به Mick Kelly آنجا نگاه کن! ' یکی از بچه‌ها در تاریکی فریاد زد. 'به او نگاه کن!

منبع: The heart is a lonely hunter.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید