riving

[ایالات متحده]/'raɪvɪŋ/
[بریتانیا]/'raɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از rive؛ به شدت تقسیم یا پاره کردن؛ تقسیم کردن (چوب یا سنگ)؛ شکستن سنگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

riving force

نیروی محرکه

riving speed

سرعت راندن

riving action

عمل راندن

riving power

قدرت راندن

riving gear

چرخ‌دنده راندن

riving system

سیستم راندن

riving mechanism

مکانیزم راندن

riving unit

واحد راندن

riving method

روش راندن

riving component

قطعه راندن

جملات نمونه

riving wood is essential for starting a fire.

شکستن چوب برای روشن کردن آتش ضروری است.

the storm was riving the trees apart.

طوفان در حال جدا کردن درختان بود.

he was riving the old furniture for kindling.

او داشت وسایل قدیمی را برای آتش زدن می‌شکست.

riving logs requires a sharp axe.

شکستن الوارها به یک تبر تیز نیاز دارد.

she enjoyed riving the branches to make room in the garden.

او از شکستن شاخه‌ها برای ایجاد فضای بیشتر در باغ لذت برد.

riving the bark from the tree was a tough job.

کنده کردن پوست درخت کار سختی بود.

the carpenter was riving the planks for the new table.

نجار داشت الوارها را برای میز جدید می‌شکست.

riving the fabric can create interesting textures.

شکستن پارچه می‌تواند بافت‌های جالب ایجاد کند.

they were riving the old pallets for their project.

آنها داشتند برای پروژه خود پالت‌های قدیمی را می‌شکستند.

riving through the thick underbrush was exhausting.

شکستن بوته‌های ضخیم بسیار خسته کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید