roading

[ایالات متحده]/ˈrəʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈroʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساخت و نگهداری جاده‌ها
v. پیگیری در امتداد یک مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

off-roading

رانندگی در خارج از جاده

جملات نمونه

roading is essential for connecting remote areas.

ایجاد جاده برای اتصال مناطق دورافتاده ضروری است.

they are planning to improve the roading network.

آنها قصد دارند شبکه جاده‌ای را بهبود بخشند.

proper roading can enhance economic development.

جاده‌سازی مناسب می‌تواند باعث افزایش توسعه اقتصادی شود.

roading projects often require significant funding.

پروژه‌های جاده‌سازی اغلب به بودجه قابل توجهی نیاز دارند.

local communities benefit from better roading.

جامعه محلی از جاده‌سازی بهتر بهره‌مند می‌شود.

roading maintenance is crucial for safety.

نگهداری از جاده‌ها برای ایمنی بسیار مهم است.

innovative roading solutions can reduce traffic congestion.

راه حل‌های نوآورانه جاده‌ای می‌توانند باعث کاهش ترافیک شوند.

they are conducting a study on roading efficiency.

آنها در حال انجام مطالعه‌ای در مورد کارایی جاده‌ای هستند.

roading impacts the accessibility of services.

جاده‌سازی بر دسترسی به خدمات تأثیر می‌گذارد.

investing in roading infrastructure is a priority.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جاده‌ای یک اولویت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید