rockbed

[ایالات متحده]/ˈrɒkbed/
[بریتانیا]/ˈrɑːkbɛd/

ترجمه

n. یک لایه افقی سنگ که پایه جامد سطح زمین را تشکیل می‌دهد؛ سنگ پایه
شکل‌های واژه
جمعrockbeds

عبارات و ترکیب‌ها

rockbed foundation

پایه لایه سنگی

solid rockbed

لایه سنگی جامد

deep rockbed

لایه سنگی عمیق

rockbed formation

تشکیل لایه سنگی

rockbed structure

ساختار لایه سنگی

rockbed layer

لایه لایه سنگی

rockbed surface

سطح لایه سنگی

rockbed stability

پایداری لایه سنگی

rockbed depth

عمق لایه سنگی

rockbeds

لایه‌های سنگی

جملات نمونه

archaeologists discovered ancient tools embedded in the rocky bed of the river.

دروغه‌گران ابزارهای باستانی را که در پایه‌های سنگی رودخانه گماشته شده بودند کشف کردند.

the house was built on a solid bedrock foundation to withstand earthquakes.

این خانه روی پایه‌های پایه‌سنگی محکم ساخته شد تا برابر زمین‌لرزه‌ها مقاومت کند.

geologists studied the bedrock composition to understand the region's geological history.

ژئولوژیست‌ها ترکیب پایه‌سنگ را مطالعه کردند تا تاریخ ژئولوژی منطقه را درک کنند.

water accumulates in cracks within the bedrock aquifer during the rainy season.

در فصل بارانی، آب در شکاف‌های داخل منابع آب زیرزمینی پایه‌سنگ جمع می‌شود.

the hikers found a natural stone bed formation near the mountain peak.

پیاده‌روی‌کنندگان یک ساختار طبیعی از پایه‌های سنگی را در نزدیکی قله کوه پیدا کردند.

engineers tested the bedrock stability before constructing the new bridge.

مهندس‌ها پایداری پایه‌سنگ را قبل از ساخت پل جدید آزمایش کردند.

the bedrock outcrop revealed layers of sedimentary rock dating back millions of years.

تکه‌های پایه‌سنگ نشان دادند که لایه‌های سنگ رسوبی به ده‌ها میلیون سال پیش بازمی‌گردند.

researchers conducted bedrock mapping to identify potential mineral deposits.

پژوهشگران نقشه‌برداری از پایه‌سنگ را انجام دادند تا ذخایر معدنی احتمالی را شناسایی کنند.

a thin layer of soil covers the bedrock surface in this forest area.

یک لایه نازک خاک سطح پایه‌سنگ را در این منطقه جنگلی پوشانده است.

the construction crew had to drill through hard bedrock to install utility lines.

گروه ساخت باید از طریق پایه‌سنگ سخت حفر کند تا خطوط خدمات رسانی را نصب کند.

ancient civilizations often built their temples on exposed bedrock outcrops.

این تمدن‌های باستانی اغلب مساجد خود را روی تکه‌های پایه‌سنگ نمایش دادند.

the farmer discovered that the bedrock beneath his field contained underground springs.

کشاورز کشف کرد که پایه‌سنگ زیر زمین خود منابع آب زیرزمینی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید