rockier road
مسیر پر پیچ و خارا
rockier terrain
منطقه ناهموار
rockier path
مسیر دشوار
rockier journey
سفر پر فراز و نشیب
rockier situation
شرایط سخت
rockier environment
محیط ناهموار
rockier future
آینده نامطمئن
rockier climb
صعود دشوار
rockier experience
تجربه دشوار
rockier conditions
شرایط سخت
the path became rockier as we climbed higher.
مسیر با بالا رفتن، سنگلاخیتر شد.
her journey through life has been rockier than expected.
سفر او در زندگی از آنچه انتظار میرفت، سنگلاخیتر بوده است.
the negotiations took a rockier turn after the last meeting.
پس از آخرین جلسه، مذاکرات به سمت سنگلاخیتری رفتند.
his rockier moments in the game were tough to watch.
لحظات سنگلاخی او در بازی سخت بود برای تماشا.
as the weather worsened, the trails became rockier.
با بدتر شدن هوا، مسیرها سنگلاخیتر شدند.
the rockier sections of the hike require good shoes.
بخشهای سنگلاخیتر پیادهروی به کفشهای خوب نیاز دارند.
her relationship has had its rockier phases.
رابطه او فازهای سنگلاخیتری را تجربه کرده است.
the rockier terrain made driving more difficult.
زمین سنگلاخیتر رانندگی را دشوارتر کرد.
his rockier performances drew mixed reviews.
عملکرد او در اجراهای سنگلاخیتر، نظرات مختلطی را به همراه داشت.
they faced rockier challenges during the project.
آنها در طول پروژه با چالشهای سنگلاخیتری روبرو شدند.
rockier road
مسیر پر پیچ و خارا
rockier terrain
منطقه ناهموار
rockier path
مسیر دشوار
rockier journey
سفر پر فراز و نشیب
rockier situation
شرایط سخت
rockier environment
محیط ناهموار
rockier future
آینده نامطمئن
rockier climb
صعود دشوار
rockier experience
تجربه دشوار
rockier conditions
شرایط سخت
the path became rockier as we climbed higher.
مسیر با بالا رفتن، سنگلاخیتر شد.
her journey through life has been rockier than expected.
سفر او در زندگی از آنچه انتظار میرفت، سنگلاخیتر بوده است.
the negotiations took a rockier turn after the last meeting.
پس از آخرین جلسه، مذاکرات به سمت سنگلاخیتری رفتند.
his rockier moments in the game were tough to watch.
لحظات سنگلاخی او در بازی سخت بود برای تماشا.
as the weather worsened, the trails became rockier.
با بدتر شدن هوا، مسیرها سنگلاخیتر شدند.
the rockier sections of the hike require good shoes.
بخشهای سنگلاخیتر پیادهروی به کفشهای خوب نیاز دارند.
her relationship has had its rockier phases.
رابطه او فازهای سنگلاخیتری را تجربه کرده است.
the rockier terrain made driving more difficult.
زمین سنگلاخیتر رانندگی را دشوارتر کرد.
his rockier performances drew mixed reviews.
عملکرد او در اجراهای سنگلاخیتر، نظرات مختلطی را به همراه داشت.
they faced rockier challenges during the project.
آنها در طول پروژه با چالشهای سنگلاخیتری روبرو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید