rockier

[ایالات متحده]/ˈrɒkɪə/
[بریتانیا]/ˈrɑːkɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سنگی‌تر; محکم مانند سنگ; لرزان

عبارات و ترکیب‌ها

rockier road

مسیر پر پیچ و خارا

rockier terrain

منطقه ناهموار

rockier path

مسیر دشوار

rockier journey

سفر پر فراز و نشیب

rockier situation

شرایط سخت

rockier environment

محیط ناهموار

rockier future

آینده نامطمئن

rockier climb

صعود دشوار

rockier experience

تجربه دشوار

rockier conditions

شرایط سخت

جملات نمونه

the path became rockier as we climbed higher.

مسیر با بالا رفتن، سنگلاخی‌تر شد.

her journey through life has been rockier than expected.

سفر او در زندگی از آنچه انتظار می‌رفت، سنگلاخی‌تر بوده است.

the negotiations took a rockier turn after the last meeting.

پس از آخرین جلسه، مذاکرات به سمت سنگلاخی‌تری رفتند.

his rockier moments in the game were tough to watch.

لحظات سنگلاخی او در بازی سخت بود برای تماشا.

as the weather worsened, the trails became rockier.

با بدتر شدن هوا، مسیرها سنگلاخی‌تر شدند.

the rockier sections of the hike require good shoes.

بخش‌های سنگلاخی‌تر پیاده‌روی به کفش‌های خوب نیاز دارند.

her relationship has had its rockier phases.

رابطه او فازهای سنگلاخی‌تری را تجربه کرده است.

the rockier terrain made driving more difficult.

زمین سنگلاخی‌تر رانندگی را دشوارتر کرد.

his rockier performances drew mixed reviews.

عملکرد او در اجراهای سنگلاخی‌تر، نظرات مختلطی را به همراه داشت.

they faced rockier challenges during the project.

آنها در طول پروژه با چالش‌های سنگلاخی‌تری روبرو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید