| جمع | roly-polies |
roly-poly bug
حشره گویچهای
roly-poly ball
گوی گویچهای
roly-poly around
گویچهای در اطراف
roly-poly life
زندگی گویچهای
roly-poly creature
موجود گویچهای
roly-poly antics
رفتارهای گویچهای
roly-poly shape
شکل گویچهای
roly-poly movement
حرکت گویچهای
roly-poly world
جهان گویچهای
roly-poly fun
سرگرمی گویچهای
the roly-poly scurried under a leaf.
پوستههای گویچهای زیر یک برگ پرچم زدند.
my little brother loves to collect roly-polys in a jar.
برادر کوچک من دوست دارد گویچههای گویچهای را در یک جعبه جمعآوری کند.
we found a roly-poly in the garden this morning.
امروز صبح یک گویچهای در باغ یافت شد.
the roly-poly rolled into a tight ball when i touched it.
وقتی من آن را لمس کردم، گویچهای به یک توپ تنگ تبدیل شد.
kids often call roly-polys pill bugs.
کودکان گویچههای گویچهای را اغلب حشرات گویچهای مینامند.
the roly-poly's exoskeleton is quite hard.
پوست خارجی گویچهای خیلی سخت است.
i remember catching roly-polys as a child.
من به یاد میآورم که وقتی کودک بودم گویچههای گویچهای را دستمیزدم.
the roly-poly disappeared into the soil.
گویچهای به خاک غرق شد.
we saw several roly-polys under the porch.
ما چند گویچهای را زیر چادر دیدیم.
the roly-poly's segmented body is fascinating.
بدن گویچهای با قطعات جذاب است.
my dog tried to chase the roly-poly.
سگ من سعی کرد گویچهای را دنبال کند.
roly-poly bug
حشره گویچهای
roly-poly ball
گوی گویچهای
roly-poly around
گویچهای در اطراف
roly-poly life
زندگی گویچهای
roly-poly creature
موجود گویچهای
roly-poly antics
رفتارهای گویچهای
roly-poly shape
شکل گویچهای
roly-poly movement
حرکت گویچهای
roly-poly world
جهان گویچهای
roly-poly fun
سرگرمی گویچهای
the roly-poly scurried under a leaf.
پوستههای گویچهای زیر یک برگ پرچم زدند.
my little brother loves to collect roly-polys in a jar.
برادر کوچک من دوست دارد گویچههای گویچهای را در یک جعبه جمعآوری کند.
we found a roly-poly in the garden this morning.
امروز صبح یک گویچهای در باغ یافت شد.
the roly-poly rolled into a tight ball when i touched it.
وقتی من آن را لمس کردم، گویچهای به یک توپ تنگ تبدیل شد.
kids often call roly-polys pill bugs.
کودکان گویچههای گویچهای را اغلب حشرات گویچهای مینامند.
the roly-poly's exoskeleton is quite hard.
پوست خارجی گویچهای خیلی سخت است.
i remember catching roly-polys as a child.
من به یاد میآورم که وقتی کودک بودم گویچههای گویچهای را دستمیزدم.
the roly-poly disappeared into the soil.
گویچهای به خاک غرق شد.
we saw several roly-polys under the porch.
ما چند گویچهای را زیر چادر دیدیم.
the roly-poly's segmented body is fascinating.
بدن گویچهای با قطعات جذاب است.
my dog tried to chase the roly-poly.
سگ من سعی کرد گویچهای را دنبال کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید