romping

[ایالات متحده]/ˈrɒmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɑːmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازیگوشانه پرانرژی یا پرسر و صدا

عبارات و ترکیب‌ها

romping around

بازی کردن و جست و خیز کردن

romping dog

سگ در حال بازی و جست و خیز

romping children

کودکانی که در حال بازی و جست و خیز هستند

romping game

بازی‌های پرتحرک

romping horse

اسبی که در حال بازی و جست و خیز است

romping cat

گربه‌ای که در حال بازی و جست و خیز است

romping party

مهمانی پرتحرک

romping fun

سرگرمی‌های پرتحرک

romping playtime

زمان بازی و جست و خیز

جملات نمونه

the children were romping in the park.

کودکان در پارک مشغول بازی و تفریح بودند.

we spent the afternoon romping on the beach.

ما بعد از ظهر را در ساحل مشغول بازی و تفریح گذراندیم.

the puppy was romping around the yard.

سگ توله در حیاط مشغول بازی و تفریح بود.

they were romping through the fields of flowers.

آنها در میان مزارع گل مشغول بازی و تفریح بودند.

after school, the kids love romping with their friends.

بعد از مدرسه، بچه‌ها عاشق بازی و تفریح با دوستانشان هستند.

the siblings spent the day romping in the backyard.

خواهر و برادرها روز را در حیاط پشتی مشغول بازی و تفریح گذراندند.

on weekends, we enjoy romping in the hills.

در آخر هفته‌ها، ما از بازی و تفریح در تپه‌ها لذت می‌بریم.

the kids were romping joyfully at the birthday party.

بچه‌ها با خوشحالی در مهمانی تولد مشغول بازی و تفریح بودند.

she watched her children romping with delight.

او با خوشحالی شاهد بازی و تفریح فرزندانش بود.

the dog loves romping in the snow.

سگ عاشق بازی و تفریح در برف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید