romping around
بازی کردن و جست و خیز کردن
romping dog
سگ در حال بازی و جست و خیز
romping children
کودکانی که در حال بازی و جست و خیز هستند
romping game
بازیهای پرتحرک
romping horse
اسبی که در حال بازی و جست و خیز است
romping cat
گربهای که در حال بازی و جست و خیز است
romping party
مهمانی پرتحرک
romping fun
سرگرمیهای پرتحرک
romping playtime
زمان بازی و جست و خیز
the children were romping in the park.
کودکان در پارک مشغول بازی و تفریح بودند.
we spent the afternoon romping on the beach.
ما بعد از ظهر را در ساحل مشغول بازی و تفریح گذراندیم.
the puppy was romping around the yard.
سگ توله در حیاط مشغول بازی و تفریح بود.
they were romping through the fields of flowers.
آنها در میان مزارع گل مشغول بازی و تفریح بودند.
after school, the kids love romping with their friends.
بعد از مدرسه، بچهها عاشق بازی و تفریح با دوستانشان هستند.
the siblings spent the day romping in the backyard.
خواهر و برادرها روز را در حیاط پشتی مشغول بازی و تفریح گذراندند.
on weekends, we enjoy romping in the hills.
در آخر هفتهها، ما از بازی و تفریح در تپهها لذت میبریم.
the kids were romping joyfully at the birthday party.
بچهها با خوشحالی در مهمانی تولد مشغول بازی و تفریح بودند.
she watched her children romping with delight.
او با خوشحالی شاهد بازی و تفریح فرزندانش بود.
the dog loves romping in the snow.
سگ عاشق بازی و تفریح در برف است.
romping around
بازی کردن و جست و خیز کردن
romping dog
سگ در حال بازی و جست و خیز
romping children
کودکانی که در حال بازی و جست و خیز هستند
romping game
بازیهای پرتحرک
romping horse
اسبی که در حال بازی و جست و خیز است
romping cat
گربهای که در حال بازی و جست و خیز است
romping party
مهمانی پرتحرک
romping fun
سرگرمیهای پرتحرک
romping playtime
زمان بازی و جست و خیز
the children were romping in the park.
کودکان در پارک مشغول بازی و تفریح بودند.
we spent the afternoon romping on the beach.
ما بعد از ظهر را در ساحل مشغول بازی و تفریح گذراندیم.
the puppy was romping around the yard.
سگ توله در حیاط مشغول بازی و تفریح بود.
they were romping through the fields of flowers.
آنها در میان مزارع گل مشغول بازی و تفریح بودند.
after school, the kids love romping with their friends.
بعد از مدرسه، بچهها عاشق بازی و تفریح با دوستانشان هستند.
the siblings spent the day romping in the backyard.
خواهر و برادرها روز را در حیاط پشتی مشغول بازی و تفریح گذراندند.
on weekends, we enjoy romping in the hills.
در آخر هفتهها، ما از بازی و تفریح در تپهها لذت میبریم.
the kids were romping joyfully at the birthday party.
بچهها با خوشحالی در مهمانی تولد مشغول بازی و تفریح بودند.
she watched her children romping with delight.
او با خوشحالی شاهد بازی و تفریح فرزندانش بود.
the dog loves romping in the snow.
سگ عاشق بازی و تفریح در برف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید