rooked again
دوباره فریب خورد
rooked hard
سخت فریب خورد
rooked badly
به شدت فریب خورد
rooked out
بیرون رانده شد
rooked him
او را فریب داد
rooked me
من را فریب داد
rooked once
یک بار فریب خورد
never rooked
هرگز فریب نخورد
rooked smart
به صورت زیرکانه فریب خورد
he felt rooked after losing the game.
او احساس كرد كه بعد از باختن در بازی فریب خورده است.
she realized she had been rooked in the deal.
او متوجه شد که در معامله فریب خورده است.
don't let them rook you into making a bad investment.
به آنها اجازه ندهید شما را فریب دهند تا سرمایه گذاری بدی انجام دهید.
he rooked his friends out of their money.
او دوستانش را از پولشان فریب داد.
they thought they were getting a good deal, but they were rooked.
آنها فکر کردند که معامله خوبی دارند، اما فریب خورده بودند.
she was rooked by a slick salesman.
او توسط یک فروشنده حرفه ای فریب خورده بود.
he always feels rooked when he doesn't read the fine print.
او همیشه احساس می کند فریب خورده است وقتی شرایط را نمی خواند.
after the scam, they vowed never to be rooked again.
بعد از کلاهبرداری، آنها قول دادند که دیگر فریب نخورند.
she was rooked into signing a contract without understanding it.
او بدون درک آن قراردادی را امضا کرد و فریب خورد.
he felt rooked after realizing the truth.
او بعد از فهمیدن حقیقت احساس کرد فریب خورده است.
rooked again
دوباره فریب خورد
rooked hard
سخت فریب خورد
rooked badly
به شدت فریب خورد
rooked out
بیرون رانده شد
rooked him
او را فریب داد
rooked me
من را فریب داد
rooked once
یک بار فریب خورد
never rooked
هرگز فریب نخورد
rooked smart
به صورت زیرکانه فریب خورد
he felt rooked after losing the game.
او احساس كرد كه بعد از باختن در بازی فریب خورده است.
she realized she had been rooked in the deal.
او متوجه شد که در معامله فریب خورده است.
don't let them rook you into making a bad investment.
به آنها اجازه ندهید شما را فریب دهند تا سرمایه گذاری بدی انجام دهید.
he rooked his friends out of their money.
او دوستانش را از پولشان فریب داد.
they thought they were getting a good deal, but they were rooked.
آنها فکر کردند که معامله خوبی دارند، اما فریب خورده بودند.
she was rooked by a slick salesman.
او توسط یک فروشنده حرفه ای فریب خورده بود.
he always feels rooked when he doesn't read the fine print.
او همیشه احساس می کند فریب خورده است وقتی شرایط را نمی خواند.
after the scam, they vowed never to be rooked again.
بعد از کلاهبرداری، آنها قول دادند که دیگر فریب نخورند.
she was rooked into signing a contract without understanding it.
او بدون درک آن قراردادی را امضا کرد و فریب خورد.
he felt rooked after realizing the truth.
او بعد از فهمیدن حقیقت احساس کرد فریب خورده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید