roomful

[ایالات متحده]/'ruːmfʊl/
[بریتانیا]/'rʊmfʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی پر از مردم؛ فضایی پر از مردم
Word Forms
جمعroomfuls

جملات نمونه

a roomful of furniture.

یک اتاق پر از مبلمان

a roomful of guests.

یک اتاق پر از مهمانان

He’s too shy to ask a stranger the time,still less speak to a roomful of people.

او آنقدر خجالتی است که جرات نمی‌کند زمان را از یک غریبه بپرسد، چه رسد به صحبت کردن با جمعیتی در یک اتاق.

The whole roomful gasped when he entered, wearing a bizarre costume.

کل اتاق با دیدن ورود او که لباس عجیب و غریبی پوشیده بود، با تعجب نفس خود را حبس کردند.

a roomful of people

یک اتاق پر از مردم

a roomful of laughter

یک اتاق پر از خنده

a roomful of books

یک اتاق پر از کتاب

a roomful of furniture

یک اتاق پر از مبلمان

a roomful of memories

یک اتاق پر از خاطرات

a roomful of plants

یک اتاق پر از گیاهان

a roomful of colleagues

یک اتاق پر از همکاران

a roomful of students

یک اتاق پر از دانش آموزان

a roomful of art

یک اتاق پر از هنر

a roomful of chatter

یک اتاق پر از صحبت و گفتگو

نمونه‌های واقعی

I see a roomful of business leaders, and surgeons and barristers.

من یک اتاق پر از رهبران تجاری، جراحان و وکلای دادگستری می‌بینم.

منبع: BBC Listening Collection February 2019

I do, but you think I want a...a roomful of doctors to know about it?

بله، اما فکر می‌کنید من می‌خواهم یک...یک اتاق پر از پزشکان درباره آن بدانند؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

If you get a roomful of, you know, positive entrepreneurs, get them all together, that's where ideas will flourish.

اگر مجموعه‌ای از کارآفرینان مثبت را به دست آورید، همه آنها را کنار هم جمع کنید، آنجا جایی است که ایده‌ها شکوفا می‌شوند.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

How do you capture the attention of a roomful of extremely bored teenagers?

چگونه توجه یک اتاق پر از نوجوانان بسیار کسل را جلب می‌کنید؟

منبع: TED Talks (Video Version) September 2019 Collection

Oh, you think I'd skip out on a roomful of champagne and models?

اوه، فکر می‌کنید من از یک اتاق پر از شامپاین و مدل‌ها صرف نظر می‌کنم؟

منبع: Gossip Girl Season 4

And now he's in danger of being mugged by a roomful of hoodlums.

و حالا او در خطر اینکه توسط یک اتاق پر از زورگویان مورد سرقت قرار گیرد است.

منبع: Watch the American TV series "Young Sheldon" to learn English Volume 3.

You just, kind of, end up learning it's not the end of the world if a roomful of people don't like you.

شما فقط متوجه می‌شوید که اگر یک اتاق پر از مردم شما را دوست نداشته باشند، پایان دنیا نیست.

منبع: VOA Standard English Entertainment

At the Academy's annual Summit, Jobs gave a couple of short, extemporaneous talks to a roomful of promising young high school students.

در اجلاس سالانه آکادمی، جابز چند سخنرانی کوتاه و بداهه به گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی امیدوارکننده ارائه داد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

You got a roomful of people here willing to believe that an fbi agent has tried to kill you.

شما یک اتاق پر از افرادی را در اینجا دارید که مایلند باور کنند که یک مامور اف بی آی سعی کرده شما را بکشد.

منبع: Criminal Minds Season 3

Up-stairs she fumbled for the electric switch and missed it in the darkness; a roomful of lightning showed her the button plainly on the wall.

بالا، او سعی کرد کلید برق را پیدا کند و در تاریکی آن را از دست داد؛ یک اتاق پر از رعد و برق دکمه را به وضوح روی دیوار به او نشان داد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید