roughhewn wood
چوب خشن تراشیده شده
roughhewn stone
سنگ خشن تراشیده شده
roughhewn charm
جذابیت خشن
roughhewn edges
لبه های خشن
roughhewn style
سبک خشن
roughhewn furniture
مبلمان خشن
roughhewn beauty
زیبایی خشن
roughhewn sculpture
مجسمه خشن
roughhewn appearance
ظاهر خشن
roughhewn character
طنز خشن
the table was made of roughhewn wood, giving it a rustic charm.
میز از چوب خشن ساخته شده بود که جلوه ای روستایی به آن می بخشید.
he admired the roughhewn sculptures displayed in the gallery.
او مجسمه های خشن ساخته شده را که در گالری به نمایش گذاشته شده بودند تحسین کرد.
the cabin had a roughhewn look, blending perfectly with the wilderness.
کلبه ظاهری خشن داشت که به طور کامل با طبیعت وحشی ترکیب می شد.
her roughhewn personality made her stand out in the crowd.
شخصیت خشن او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
they built a roughhewn fence around the property for added privacy.
آنها برای حفظ حریم خصوصی، یک حصار خشن در اطراف ملک ساختند.
the artist preferred roughhewn materials for his unique style.
هنرمند ترجیح می داد از مواد خشن برای سبک منحصر به فرد خود استفاده کند.
his roughhewn charm won over many admirers.
جذابیت خشن او دل بسیاری از طرفداران را به دست آورد.
the roughhewn beams of the house added character to its design.
اشعه های خشن خانه، شخصیت خاصی به طراحی آن اضافه کرد.
she wore a roughhewn dress that looked both elegant and casual.
او لباسی خشن پوشیده بود که هم شیک و هم غیررسمی به نظر می رسید.
they appreciated the roughhewn furniture for its durability.
آنها به دلیل دوامش، مبلمان خشن را ارزیابی کردند.
roughhewn wood
چوب خشن تراشیده شده
roughhewn stone
سنگ خشن تراشیده شده
roughhewn charm
جذابیت خشن
roughhewn edges
لبه های خشن
roughhewn style
سبک خشن
roughhewn furniture
مبلمان خشن
roughhewn beauty
زیبایی خشن
roughhewn sculpture
مجسمه خشن
roughhewn appearance
ظاهر خشن
roughhewn character
طنز خشن
the table was made of roughhewn wood, giving it a rustic charm.
میز از چوب خشن ساخته شده بود که جلوه ای روستایی به آن می بخشید.
he admired the roughhewn sculptures displayed in the gallery.
او مجسمه های خشن ساخته شده را که در گالری به نمایش گذاشته شده بودند تحسین کرد.
the cabin had a roughhewn look, blending perfectly with the wilderness.
کلبه ظاهری خشن داشت که به طور کامل با طبیعت وحشی ترکیب می شد.
her roughhewn personality made her stand out in the crowd.
شخصیت خشن او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
they built a roughhewn fence around the property for added privacy.
آنها برای حفظ حریم خصوصی، یک حصار خشن در اطراف ملک ساختند.
the artist preferred roughhewn materials for his unique style.
هنرمند ترجیح می داد از مواد خشن برای سبک منحصر به فرد خود استفاده کند.
his roughhewn charm won over many admirers.
جذابیت خشن او دل بسیاری از طرفداران را به دست آورد.
the roughhewn beams of the house added character to its design.
اشعه های خشن خانه، شخصیت خاصی به طراحی آن اضافه کرد.
she wore a roughhewn dress that looked both elegant and casual.
او لباسی خشن پوشیده بود که هم شیک و هم غیررسمی به نظر می رسید.
they appreciated the roughhewn furniture for its durability.
آنها به دلیل دوامش، مبلمان خشن را ارزیابی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید