roughhewn

[ایالات متحده]/ˈrʌfjuːn/
[بریتانیا]/ˈrʌfjun/

ترجمه

adj. به طور تقریبی شکل داده شده یا کنده کاری شده؛ ناتمام یا فاقد ظرافت

عبارات و ترکیب‌ها

roughhewn wood

چوب خشن تراشیده شده

roughhewn stone

سنگ خشن تراشیده شده

roughhewn charm

جذابیت خشن

roughhewn edges

لبه های خشن

roughhewn style

سبک خشن

roughhewn furniture

مبلمان خشن

roughhewn beauty

زیبایی خشن

roughhewn sculpture

مجسمه خشن

roughhewn appearance

ظاهر خشن

roughhewn character

طنز خشن

جملات نمونه

the table was made of roughhewn wood, giving it a rustic charm.

میز از چوب خشن ساخته شده بود که جلوه ای روستایی به آن می بخشید.

he admired the roughhewn sculptures displayed in the gallery.

او مجسمه های خشن ساخته شده را که در گالری به نمایش گذاشته شده بودند تحسین کرد.

the cabin had a roughhewn look, blending perfectly with the wilderness.

کلبه ظاهری خشن داشت که به طور کامل با طبیعت وحشی ترکیب می شد.

her roughhewn personality made her stand out in the crowd.

شخصیت خشن او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

they built a roughhewn fence around the property for added privacy.

آنها برای حفظ حریم خصوصی، یک حصار خشن در اطراف ملک ساختند.

the artist preferred roughhewn materials for his unique style.

هنرمند ترجیح می داد از مواد خشن برای سبک منحصر به فرد خود استفاده کند.

his roughhewn charm won over many admirers.

جذابیت خشن او دل بسیاری از طرفداران را به دست آورد.

the roughhewn beams of the house added character to its design.

اشعه های خشن خانه، شخصیت خاصی به طراحی آن اضافه کرد.

she wore a roughhewn dress that looked both elegant and casual.

او لباسی خشن پوشیده بود که هم شیک و هم غیررسمی به نظر می رسید.

they appreciated the roughhewn furniture for its durability.

آنها به دلیل دوامش، مبلمان خشن را ارزیابی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید