ruddering

[ایالات متحده]/ˈrʌdə(r)/
[بریتانیا]/ˈrʌdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه کنترل یک کشتی یا هواپیما که برای تغییر جهت استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

steer the rudder

هدایت سکان

ship's rudder

سکان کشتی

rudder angle

زاویه سکان

جملات نمونه

we need to get that jury rudder fixed.

ما باید آن هدام اضطراری را تعمیر کنیم.

bring the aircraft to a stall and apply full rudder .

هواپیما را به حالت توقف برسانید و تمام هدام را اعمال کنید.

the rudder kept the dinghy straight against the set of the tide.

همانطور که جریان آب حرکت می کرد، چوب فرمان قایق را در مسیر مستقیم نگه داشت.

Midships Rudder to be held in the fore and aft position.

هماهنگ‌کننده میانه باید در موقعیت جلو و عقب نگه داشته شود.

A sailor uses the rudder to make the ship go in the correct direction.

یک ملوان از هدام برای هدایت کشتی در جهت صحیح استفاده می‌کند.

Turn the rudder slightly so that we can ease the boat round.

هدام را کمی بچرخانید تا بتوانیم قایق را به آرامی بچرخانیم.

II. Operational principles of airplane flying attitude: mainly reflected in the ailerons ,elevons and rudder operation system.

II. اصول عملیاتی وضعیت پرواز هواپیما: عمدتاً در سیستم عملکرد الوترون ها، الوون ها و سکان منعکس می شود.

at the same time, they loosened the ropes of the rudders, hoisted the foresail to the wind and headed for the beach.

همزمان، آن‌ها طناب‌های سکان را باز کردند، بادبان جلو را به اهتزاز درآوردند و به سمت ساحل رفتند.

13958681890 This ship shall be of all steel welded construction with one continuous deck, bulbous stern, bulbous bow, single propeller, single rudder, forecastle, poop, and of stern-engined type.

13958681890 این کشتی باید از نوع ساختاری فولادی جوشی با یک عرشه پیوسته، عقب‌گرای برآمده، نوک برآمده، یک پروانه، یک سکان، عرشه جلو، عرشه عقب و از نوع موتور عقب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید