rummy

[ایالات متحده]/ˈrʌmi/
[بریتانیا]/ˈrʌmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب یا غریب; مرتبط با رم
n. شخصی که به طور مفرط می‌نوشد; یک بازی کارتی که با مجموعه‌ای از کارت‌ها بازی می‌شود
Word Forms
جمعrummies

عبارات و ترکیب‌ها

rummy game

بازی رمی

rummy cards

کارت‌های رمی

rummy rules

قوانین رمی

rummy player

بازیکن رمی

rummy hand

دست رمی

rummy set

ست رمی

rummy score

امتیاز رمی

rummy deck

دستوی رمی

rummy match

مسابقه رمی

rummy ruleset

مجموعه قوانین رمی

جملات نمونه

we played a game of rummy last night.

ما دیشب یک بازی رمی انجام دادیم.

rummy is a popular card game among friends.

رمی یک بازی کارتی محبوب در بین دوستان است.

she taught me how to play rummy.

او به من یاد داد که چگونه رمی بازی کنیم.

he always wins when we play rummy.

وقتی ما رمی بازی می‌کنیم، او همیشه برنده می‌شود.

they organized a rummy tournament this weekend.

آنها این آخر هفته یک مسابقه رمی برگزار کردند.

rummy requires both skill and strategy.

رمی به هر دو مهارت و استراتژی نیاز دارد.

we enjoy playing rummy during family gatherings.

ما از بازی کردن رمی در جمع‌های خانوادگی لذت می‌بریم.

rummy can be played with two or more players.

رمی را می‌توان با دو یا چند بازیکن بازی کرد.

she prefers rummy over other card games.

او ترجیح می‌دهد رمی را به سایر بازی‌های کارتی بازی کند.

learning the rules of rummy is quite easy.

یادگیری قوانین رمی بسیار آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید