run-in

[ایالات متحده]/ˈrʌnˌɪn/
[بریتانیا]/ˈrʌnˌɪn/

ترجمه

n. نزاع یا بحث؛ یک آزمایش آزمایشی از یک ماشین یا موتور؛ یک بخش درج شده؛ آرایش موازی
Word Forms
جمعrun-ins

عبارات و ترکیب‌ها

run-in meeting

جلسه راه اندازی

run-in problem

مشکل راه اندازی

run-in period

دوره راه اندازی

run-in time

زمان راه اندازی

run-in phase

فاز راه اندازی

run-in quickly

به سرعت راه اندازی

run-in well

به خوبی راه اندازی

run-in process

فرآیند راه اندازی

run-in smoothly

به طور روان راه اندازی

run-in test

آزمایش راه اندازی

جملات نمونه

the new employee will run-in with the team tomorrow.

کارمند جدید فردا با تیم ارتباط برقرار خواهد کرد.

we need to run-in the engine before a long trip.

ما باید موتور را قبل از یک سفر طولانی راه اندازی کنیم.

the software needs a run-in period to optimize performance.

نرم افزار برای بهینه سازی عملکرد به یک دوره راه اندازی نیاز دارد.

let's run-in the new marketing campaign next week.

بیایید کمپین بازاریابی جدید را هفته آینده راه اندازی کنیم.

the actors will run-in their lines before the show.

بازیگران قبل از اجرا دیالوگ های خود را تمرین خواهند کرد.

he tried to run-in a conversation with her at the party.

او سعی کرد در مهمانی با او یک مکالمه برقرار کند.

the new system requires a run-in testing phase.

سیستم جدید به یک فاز تست راه اندازی نیاز دارد.

they planned to run-in the project with a small team.

آنها برنامه ریزی کردند پروژه را با یک تیم کوچک راه اندازی کنند.

the tires need a run-in period to reach optimal grip.

لاستیک ها برای رسیدن به چسبندگی بهینه به یک دوره راه اندازی نیاز دارند.

we'll run-in the changes gradually over the next few weeks.

ما تغییرات را به تدریج در طول چند هفته آینده راه اندازی خواهیم کرد.

the team needs to run-in the new strategy effectively.

تیم باید استراتژی جدید را به طور موثر راه اندازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید