| جمع | run-ins |
run-in meeting
جلسه راه اندازی
run-in problem
مشکل راه اندازی
run-in period
دوره راه اندازی
run-in time
زمان راه اندازی
run-in phase
فاز راه اندازی
run-in quickly
به سرعت راه اندازی
run-in well
به خوبی راه اندازی
run-in process
فرآیند راه اندازی
run-in smoothly
به طور روان راه اندازی
run-in test
آزمایش راه اندازی
the new employee will run-in with the team tomorrow.
کارمند جدید فردا با تیم ارتباط برقرار خواهد کرد.
we need to run-in the engine before a long trip.
ما باید موتور را قبل از یک سفر طولانی راه اندازی کنیم.
the software needs a run-in period to optimize performance.
نرم افزار برای بهینه سازی عملکرد به یک دوره راه اندازی نیاز دارد.
let's run-in the new marketing campaign next week.
بیایید کمپین بازاریابی جدید را هفته آینده راه اندازی کنیم.
the actors will run-in their lines before the show.
بازیگران قبل از اجرا دیالوگ های خود را تمرین خواهند کرد.
he tried to run-in a conversation with her at the party.
او سعی کرد در مهمانی با او یک مکالمه برقرار کند.
the new system requires a run-in testing phase.
سیستم جدید به یک فاز تست راه اندازی نیاز دارد.
they planned to run-in the project with a small team.
آنها برنامه ریزی کردند پروژه را با یک تیم کوچک راه اندازی کنند.
the tires need a run-in period to reach optimal grip.
لاستیک ها برای رسیدن به چسبندگی بهینه به یک دوره راه اندازی نیاز دارند.
we'll run-in the changes gradually over the next few weeks.
ما تغییرات را به تدریج در طول چند هفته آینده راه اندازی خواهیم کرد.
the team needs to run-in the new strategy effectively.
تیم باید استراتژی جدید را به طور موثر راه اندازی کند.
run-in meeting
جلسه راه اندازی
run-in problem
مشکل راه اندازی
run-in period
دوره راه اندازی
run-in time
زمان راه اندازی
run-in phase
فاز راه اندازی
run-in quickly
به سرعت راه اندازی
run-in well
به خوبی راه اندازی
run-in process
فرآیند راه اندازی
run-in smoothly
به طور روان راه اندازی
run-in test
آزمایش راه اندازی
the new employee will run-in with the team tomorrow.
کارمند جدید فردا با تیم ارتباط برقرار خواهد کرد.
we need to run-in the engine before a long trip.
ما باید موتور را قبل از یک سفر طولانی راه اندازی کنیم.
the software needs a run-in period to optimize performance.
نرم افزار برای بهینه سازی عملکرد به یک دوره راه اندازی نیاز دارد.
let's run-in the new marketing campaign next week.
بیایید کمپین بازاریابی جدید را هفته آینده راه اندازی کنیم.
the actors will run-in their lines before the show.
بازیگران قبل از اجرا دیالوگ های خود را تمرین خواهند کرد.
he tried to run-in a conversation with her at the party.
او سعی کرد در مهمانی با او یک مکالمه برقرار کند.
the new system requires a run-in testing phase.
سیستم جدید به یک فاز تست راه اندازی نیاز دارد.
they planned to run-in the project with a small team.
آنها برنامه ریزی کردند پروژه را با یک تیم کوچک راه اندازی کنند.
the tires need a run-in period to reach optimal grip.
لاستیک ها برای رسیدن به چسبندگی بهینه به یک دوره راه اندازی نیاز دارند.
we'll run-in the changes gradually over the next few weeks.
ما تغییرات را به تدریج در طول چند هفته آینده راه اندازی خواهیم کرد.
the team needs to run-in the new strategy effectively.
تیم باید استراتژی جدید را به طور موثر راه اندازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید