runup

[ایالات متحده]/ˈrʌnʌp/
[بریتانیا]/ˈrʌnʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به افزایش چیزی، مانند قیمت، هزینه یا بدهی؛ به بلند کردن چیزی، مانند پرچم؛ به ساخت یا ساختن چیزی؛ به حرکت رو به بالا یا جمع شدن سریع؛ به انجام دادن چیزی به سرعت یا به پایان رساندن آن سریع؛ به بالا رفتن یا افزایش، مانند قیمت یا موج
n. یک دوره آماده سازی یا پیش از یک رویداد؛ افزایش تدریجی یا افزایش میزان، سطح یا قیمت؛ شیب رو به بالا یا مایل به بالا؛ عمل شروع یا چرخاندن، مانند یک موتور
شکل‌های واژه
جمعrunups

جملات نمونه

stock markets experienced a significant runup before the earnings report.

بازارهای سهام قبل از گزارش سود و زیان تغییرات قابل توجهی را تجربه کردند.

retailers reported substantial sales runup during the holiday season.

فروشندگان در فصل سالگرد تغییرات فروش قابل توجهی را گزارش دادند.

analysts predicted a price runup in the housing market.

تحلیلگران افزایش قیمت در بازار مسکن را پیش بینی کردند.

the political poll showed growing support during the election runup.

نظرسنجی سیاسی در دوره انتخاباتی نشان دهنده افزایش حمایت بود.

energy companies saw a demand runup as temperatures dropped.

شرکت‌های انرژی با کاهش دما، افزایش تقاضا را تجربه کردند.

tech stocks continued their remarkable runup throughout the quarter.

سهام فناوری در طول این فصل افزایش قابل توجهی داشتند.

the restaurant industry experienced an activity runup during the weekend.

صنعت رستوران در روزهای انتهای هفته افزایش فعالیت را تجربه کرد.

manufacturers prepared for a production runup to meet increasing orders.

تولیدکنندگان برای افزایش تولید به منظور پاسخگویی به سفارشات در حال افزایش آماده شدند.

the currency experienced an unexpected runup against the dollar.

این ارز در برابر دلار افزایش ناگهانی را تجربه کرد.

tourism operators anticipated a booking runup for the summer season.

عملیات گردشگری افزایش رزرو را برای فصل تابستان پیش بینی می‌کردند.

the company announced a hiring runup to support expansion plans.

شرکت افزایش استخدام را به منظور حمایت از برنامه‌های گسترش اعلام کرد.

consumer spending showed a notable runup at the beginning of the year.

مصرف کنندگان در ابتدای سال افزایش قابل توجهی در مصرف نشان دادند.

the luxury goods market witnessed a price runup in recent months.

بازار کالاهای لوکس در ماه‌های اخیر افزایش قیمت را تجربه کرد.

pharmaceutical companies reported a demand runup for cold medicines.

شرکت‌های دارویی افزایش تقاضا برای داروهای سرماخیز را گزارش دادند.

agricultural producers prepared for a harvest runup in the coming weeks.

تولیدکنندگان کشاورزی برای افزایش برداشت در هفته‌های آینده آماده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید